یعنی چه
این واژه برای اشاره به بخش داخلی، فضای درون یک شیء یا محیط، و حقیقت باطنی یک امر در برابر ظاهر و بیرون آن به کار میرود.
متضاد
کلماتی که مفهوم نقطه مقابل درون و فضا یا جنبه بیرونی را میرسانند.
هم خانواده
واژههای مشتقشده از ریشه سهحرفی (د خ ل) که با مفهوم ورود و درون مرتبط هستند.
در جدول
واژه داخل دقیقاً دارای ۴ حرف است و در حل جدولهای کلمات متقاطع معمولاً با کلماتی نظیر درون، تو یا اندرون همپوشانی دارد.
به انگلیسی
معادلهای رایج در زبان انگلیسی برای بیان مفهوم درون و بخش داخلی.
به عربی
این کلمه خود ریشه عربی دارد و در این زبان به عنوان ظرف یا مفهوم عمق و باطن استفاده میشود.
به ترکی
واژهها و پسوندهای پرکاربرد در زبان ترکی برای اشاره به سمت داخل و فضای درونی.
جمعبندی و توضیح کامل داخل
واژه «داخل» از ریشه عربی «دخل» به معنای وارد شدن گرفته شده و به عنوان اسم فاعل وارد زبان فارسی شده است. این کلمه در زبان فارسی به عنوان اسم و صفت، برای توصیف فضا، بخش یا محیط درونی یک چیز در مقابل «خارج» و «بیرون» به کار میرود. همچنین در زبان روزمره به صورت حرف اضافه برای نشان دادن موقعیت قرارگیری اجسام استفاده میشود.
از نظر اشتقاق زبانی، کلماتی مانند مدخل، دخول و داخلی با آن همخانواده هستند. اگرچه خود این واژه به صورت مستقیم در متن قرآن نیامده است، اما مشتقات فعلی و اسمی ریشه آن مانند «یدخلون» کاربرد فراوانی در زبان عربی و متون دینی دارند.
در ادبیات و مفاهیم انتزاعی، داخل مظهر عمق، باطن، محرمیت و شهود درونی است؛ جایی که از دید چشمان ظاهربین پنهان است و نفوذ به آن نیازمند عبور از پوسته خارجی است.