یعنی چه
این اصطلاح در معنای مادی به معنی قطعهقطعه شدن، مجزا شدن پیوندهای یک پیکر یا جدا شدن مفاصل (مانند بندهای انگشت یا نی) است. در مفهوم کنایی و حسی، به حالت سست شدن کامل، لرزش شدید اعضای بدن یا بریدهبریده شدن صدا و نفس بر اثر عواملی چون ترس، سرما، بیماری یا اضطراب شدید اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب فعلی به صورت [بَند بَند شُ دَن] است که از دو جزء اسمی مکرر و یک فعل همکرد تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنمای این عبارت بسته به تعداد حروف، پاسخهایی نظیر خودِ «بند بند شدن» (با ۹ حرف)، «گسستن»، «سست شدن» یا «تکهتکه شدن» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم فیزیکی جدا شدن اجزا از معادلهای مرتبط با تجزیه و برای بیان حس درد و سستی مفاصل از اصطلاحات مربوط به کوفتگی بدن استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی با توجه به سیاق متن، واژه تَقَطُّع برای انفصال اجزا و اصطلاحات مفاصل یا تکسر برای حالت بدنی و حسی آن به کار میروند.
نماد چیست
این عبارت در ادبیات فارسی کاربرد نمادین رسمی ندارد، اما استعاره و نمادی از تحت فشار بودن شدید، فروپاشی ذرات وجود، اضطراب مفرط، یا تأثیر عمیق یک حس جادویی مانند عشق و وحشت بر تمام اندامها و ذرات وجودی انسان به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بند بند شدن
عبارت «بند بند شدن» ترکیب فعلی ریشهداری است که واژه اسمی آن («بند») از زبان پهلوی و ایرانی باستان به معنای گره زدن و بستن سرچشمه میگیرد. این اصطلاح در دو قلمرو مادی و معنایی کاربرد کاملاً متمایزی دارد؛ در وجه مادی به معنای گسستن ساختار یکپارچه و تبدیل آن به قطعات ریزتر یا جدا شدن پیوند مفاصل است، در حالی که در وجه کنایی، توصیفگر احوالات درونی انسان است.
زمانی که فرد دچار ترس شدید، سرمازدگی یا بیماری طاقتفرسا میشود، این اصطلاح برای نشان دادن لرزش و سستی عمیق تمام سلولها و استخوانهای بدن به کار میرود. در ادبیات منظوم و منثور نیز، تعبیر «بند بند وجودم» به زیبایی برای نشان دادن اوج اشتیاق، فروپاشی روحی یا تأثیر بیحد یک پدیده بر سراسر ابعاد وجودی انسان تصویرسازی شده است.