معنی
حالتی از اندوه، ناراحتی و در خود نگهداشتن غم است؛ یعنی انسان در دل خود ناراحتی را تحمل کند یا به خاطر چیزی ناراحت و افسرده شود.
یعنی چه
این ترکیب یک کنایه است؛ چرا که غم و غصه از امور خوردنی نیستند. در اصطلاح به معنی غم و اندوه داشتن و پنهان کردن ناراحتی در دل و آشکار نکردن آن به کار میرود.
مترادف
واژههای هممعنی که نشاندهنده بار روانی اندوه و ناراحتی درونی هستند.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی برای بیان حالت غم و اندوه شدید و غصه خوردن.
به عربی
معادلهای عربی که اصطلاح جرع الغصص در آن دقیقاً به معنای چشیدن و قورت دادن غصههاست.
به ترکی
واژهها و افعال زبان ترکی استانبولی برای ابراز غم و غصهدار شدن.
در قرآن
خود واژهٔ «غُصَّة» دقیقاً یک بار در قرآن کریم در آیه ۱۳ سورهٔ مزمل به صورت «وَطَعَامًا ذَا غُصَّةٍ» به کار رفته است که در معنای ریشهای و حقیقی خود یعنی «غذای خفه کننده و گلوگیر» استفاده شده است. از نظر مفهومی، اندوه روحی با واژههایی مثل حزن، همّ و کرب بیان شده است.
جمعبندی و توضیح کامل غصه خوردن
اصطلاح «غصه خوردن» یک ترکیب کنایی در زبان فارسی است که از ادغام واژه عربی «غُصّه» و فعل فارسی «خوردن» پدید آمده است. ریشه لغوی غصه در زبان عربی به معنای لقمه یا غذایی است که در گلو گیر میکند و راه نفس را میبندد. این مفهوم مادی در سیر تحول خود در زبان فارسی، به استعارهای برای اندوه درونی شدید تبدیل شده که گویی راه گلو را بند میآورد و فرد آن را در خود فرو میبرد.
در فرهنگ و ادبیات عامه، این حالت ذهنی و روانی با نشانههای فیزیکی مانند «بغض در گلو» یا تعابیر دیگری چون «خون دل خوردن» و «آه سرد کشیدن» همپوشانی دارد. این کلمه در جدول کلمات متقاطع دقیقاً یک پاسخ ۸ حرفی را تشکیل میدهد و معادلهای روانی متعددی در زبانهای انگلیسی، عربی و ترکی دارد.