یعنی چه
این عبارت در واقع شکل عامیانه، تحریفشده و اشتباه شنیداری اصطلاح اصیل «ادا و اطوار» است. این اصطلاح به حرکات غیرطبیعی بدن، شکلکسازی، ژستهای تصنعی، ناز و عشوه یا لوسبازیهایی اشاره دارد که فرد معمولاً برای جلب توجه دیگران، افاده آمدن یا بهانهجویی از خود بروز میدهد.
تلفظ
این ترکیب در زبان کوچه و بازار به صورت [اَ دا وَ اَ طْ فال] تلفظ میشود، هرچند که صورت صحیح و معیاری آن در لغتنامهها [اَ دا وَ اَ طْ وار] (ادا و اطوار) است.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، اگر طراح به شکل عامیانه و ۹ حرفی آن اشاره کرده باشد، پاسخ خود کلمه «ادا و اطفال» است. همچنین کلمات «ادا و اطوار» و «ادا و اصول» نیز جایگزینهای استاندارد ۹ حرفی برای این مفهوم هستند.
به انگلیسی
برای انتقال این مفهوم در زبان انگلیسی بسته به بافت متن میتوان از واژههایی که به تظاهر، رفتارهای تصنعی و خودنمایی اشاره دارند استفاده کرد.
به عربی
در زبان عربی مفهوم رفتارهای ساختگی با کلماتی چون تصنع و تکلف، و جنبهٔ لوسبازی و عشوهٔ آن با عباراتی نظیر غنج و دلال قرابت معنایی دارد.
به فارسی
معادلهای اصیل و درست این عبارت در زبان فارسی معیار شامل واژگانی چون «ادا و اطوار»، «ادا و اصول»، «لوسبازی»، «خودنمایی»، «تظاهر»، «افهآمدن» و «ژستهای تصنعی» است که رفتاری غیرصادقانه و ساختگی را میرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل ادا و اطفال
عبارت «ادا و اطفال» یک غلط مصطلح و تحریف عامیانه از اصطلاح درست «ادا و اطوار» است که در زبان گفتاری و محاوره رواج یافته است. واژه «ادا» ریشهای عربی دارد که در فارسی معنای ژست و شکلک به خود گرفته و «اطوار» نیز جمع کلمه «طور» به معنی حالات و شیوههاست. ترکیب این دو با هم به رفتارهای غیرطبیعی، تظاهرآمیز و نمایشی افراد اشاره میکند.
این اصطلاح معمولاً در بافتهای اجتماعی با بار معنایی منفی یا کنایهآمیز به کار میرود؛ زمانی که فردی برای جلب توجه، افاده فروختن یا بهانهجویی دست به حرکات لوس، عشوههای شترمرغی یا رفتارهای ساختگی میزند. در فرهنگ عامه، این عبارت نمادی از عدم اصالت رفتار و رفتارهای تصنعی شناخته میشود.
اگرچه ریشههای تفکیکشده این کلمات (مانند أداء و أطوار) به صورت جداگانه در قرآن کریم در معانی متفاوتی مثل پرداخت دین یا مراحل آفرینش انسان آمدهاند، اما ترکیب اصطلاحی «ادا و اطفال» یا «ادا و اطوار» کاملاً ساخته و پرداخته زبان فارسی است و پیشینه یا کاربرد قرآنی به عنوان یک اصطلاح واحد ندارد.