یعنی چه
دشمنی در زبان فارسی به معنای بدخواهی، عداوت، کینهتوزی و نقیض یا مقابلِ دوستی است. این واژه از نظر ریشهشناسی از «دشمن» (به معنی بداندیش) به همراه پسوند حاصل مصدر «ی» ساخته شده است.
مترادف
واژههای فوق نزدیکترین معادلهای معنایی برای توصیف حالتِ ضدیت و بدخواهی میان افراد یا گروهها هستند.
متضاد
این کلمات نشاندهندهٔ حالاتِ وفاق، محبت و پیوند مثبتِ مقابلِ عداوت هستند.
در جدول
کلمهٔ «دشمنی» دقیقاً ۵ حرف دارد و در طراحهای جدول کلمات متقاطع معمولاً با نشانههایی چون «نقیض دوستی» یا «کینهتوزی» پرسیده میشود.
به انگلیسی
این واژهها در زبان انگلیسی برای رساندن مفاهیم عمیق خصومت، نفرت و احساسات منفی متقابل به کار میروند.
به عربی
در زبان عربی برای بیان مفهوم دشمنی و کینهتوزی از ریشههای عدو و خصم استفاده میشود.
در قرآن
خود واژهٔ فارسی «دشمنی» در متن عربی قرآن وجود ندارد، اما مفاهیم معادل آن بارها ذکر شده است؛ از جمله در آیه ۶۴ سوره مائده که میفرماید: «وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ» (و میان آنان تا روز قیامت دشمنی و کینه افکندیم). همچنین واژهٔ «عَدُوّ» (به معنی دشمن) به کرات برای شیطان به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل دشمنی
واژهٔ «دشمنی» یکی از کلمات اصیل و ریشهدار زبان فارسی است که ساختار اولیهٔ آن به پارسی میانه (پهلوی) بازمیگردد. ریشهٔ جزء اول آن یعنی «دشمن» (*dušmen*) از دو بخش «دش» به معنی بد و زشت، و «منش» به معنی اندیشه تشکیل شده که در مجموع مفهوم «بداندیشی» را افاده میکند. با افزودن پسوند «ی»، این واژه به یک اسم مصدر برای توصیف حالت عمیق عداوت و کینهتوزی تبدیل شده است.
این مفهوم انتزاعی در فرهنگ لغت، متضاد اصلیِ «دوستی» و «صلح» است و با مفاهیمی چون عداوت، خصومت و شقاق پیوند دارد. در فرهنگ عامه و متون مذهبی، اگرچه نماد بصری متمایز و انحصاری برای آن تعریف نشده، اما رفتارهای تفرقهافکنانه و نمادهایی چون ابلیس و مار مظهر ایجاد این حالتِ ناپسندِ اجتماعی و اخلاقی شناخته میشوند.