یعنی چه
این واژه صفت مفعولی از مصدر «ترنجیدن» است. به هر چیزی که بر اثر فشار، سرما، پیری یا اندوه جمع و مچاله شده باشد، ترنجیده میگویند؛ مانند پوست چروکیده یا لباس مچالهشده.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با ضمه روی حرف تاء و راء به صورت [تُرُنجیده] است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژه «ترنجیده» معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «چروکیده و درهمکشیده» با ۷ حرف کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به متن و نوع شیء، میتوان از معادلهای فوق برای انتقال حس فشردگی یا چروکیدگی استفاده کرد.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی این واژهها دقیقاً حس درهمکشیدگی و چین و شکن را منتقل میکنند.
به فارسی
مترادفهای اصیل فارسی این واژه شامل چروکیده، فشرده، منقبض و تنجیده هستند که همگی مفهوم کاهش حجم و ایجاد چین و شکن بر اثر یک عامل بیرونی یا درونی را میرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل ترنجیده
واژه «ترنجیده» یک صفت مفعولی کهن و اصیل در زبان فارسی است که از مصدر «ترنجیدن» مشتق شده است. این کلمه در اصل به معنای سخت درهمکشیده شدن، منقبض شدن و چروکیدگی است. از نظر ریشهشناسی، دکتر معین این لغت را مأخوذ از واژه «ترنج» میداند که به خاطر داشتن پوستی ناهموار، پرچین و ناصاف، به عنوان استعارهای برای ساخت این فعل و صفت به کار رفته است.
در ادبیات کلاسیک فارسی، ترنجیده تنها برای اشیاء مادی یا لباسهای مچاله به کار نمیرفته، بلکه کاربرد هنری و عاطفی عمیقی نیز داشته است. شاعران بزرگی چون رودکی از این واژه برای توصیف احوالات درونی و روانی انسان استفاده کردهاند؛ مانند عبارت «جان ترنجیده» که به معنای دلی فشرده، غمزده و درهمشکسته از بار اندوه است.
امروزه این واژه بیشتر در متون ادبی، لغتنامهها و به ویژه در جدولهای کلمات متقاطع به عنوان معادل کلماتی چون چروکیده یا آژنگخورده دیده میشود و تقش مهمی در غنای واژگانی زبان فارسی ایفا میکند.