یعنی چه
آبید در زبان فارسی به معنای شراره، زبانه یا سرشک آتش است؛ یعنی جرقههای کوچکی که هنگام سوختن هیزم به هوا پرتاب میشوند. این واژه کلاسیک و بسیار کهن است و امروزه در گفتار روزمره کاربردی ندارد.
تلفظ
در متون لغوی فارسی این واژه به صورت «آبید» (ābid) با مدّ الف ضبط شده است. البته در زبان عربی واژهای به صورت «اَبید» (abid) نیز وجود دارد که صفت مشبهه و به معنی جاویدان است و نباید با واژهٔ فارسی اشتباه شود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژهٔ آبید با ۴ حرف به عنوان پاسخ طراحان برای راهنمای «شراره آتش» یا «جرقه» شناخته میشود.
به انگلیسی
نزدیکترین برگردانهای انگلیسی برای مفهوم این واژه، کلماتی هستند که به جرقههای برخاسته از آتش اشاره دارند.
به فارسی
در زبان فارسی امروزی و کلاسیک، واژههای «شراره»، «جرقه»، «آییژ» و «ابیز» دقیقترین هممعنیها برای این کلمه به شمار میروند.
در قرآن
واژهٔ فارسی «آبید» در قرآن کاربردی ندارد. کلمات مشابهی نظیر «عابد» یا «عابدون» که در قرآن وجود دارند، عربی و از ریشه «عبد» هستند و هیچ ارتباط معنایی یا ریشهای با این واژه ندارند.
نماد چیست
اگرچه این واژه به صورت مستقل به یک نماد اسطورهای تبدیل نشده، اما در شعر فارسی نماد روشنی زودگذر، ناپایداری حیات و تندی و سوزش عشق و آتش درون به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل آبید
واژهٔ «آبید» یک لغت کهن، مهجور و بسیار کمکاربرد در زبان فارسی است که در فرهنگهای لغت قدیمی مانند برهان قاطع و لغتنامه دهخدا ثبت شده است. معنای اصلی و اصیل آن، شراره، زبانه و جرقههای ریزی است که از آتش به هوا میجهد. محققان بر این باورند که این واژه در جریان نسخهبرداریهای قدیمی، شکل دگرگونشده یا تصحیفشدهٔ واژههای «ابیز» و «آییژ» در زبان پهلوی است.
نکتهٔ مهم در بررسی این واژه، تمایز آن با واژههای همآوا در زبانهای دیگر است؛ برای نمونه در زبان عربی کلمهٔ «اَبید» (بدون مد) به معنی جاویدان و همیشگی است که نباید با آبید فارسی اشتباه گرفته شود. همچنین برخی لغتنامههای متأخر به اشتباه آن را به معنی «سرشک چشم» معنا کردهاند که دهخدا این برداشت را ناشی از خلطِ نگارشی کلمهٔ «سرشک آتش» دانسته و رد کرده است.