یعنی چه
این واژه صفت یا قید است و به معنی «از روی تقلید، بدون تحقیق و اندیشه، یا کورکورانه» به کار میرود. به رفتار یا کاری اطلاق میشود که فرد بدون خلاقیت یا درک عمیق، عواطف، گفتار یا کردار دیگری را کپی کرده باشد.
تلفظ
این کلمه ترکیبی از واژه عربی «مُقَلِّد» (اسم فاعل از قَلَّدَ) و پسوند قیدی/صفتی فارسی «-انه» است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ به معنی از روی تقلید یا کورکورانه میتواند خود واژه «مقلدانه» با ۷ حرف باشد.
به انگلیسی
بسته به لحن متن، برای توصیف این رفتار قیدی از این واژهها در انگلیسی استفاده میشود.
به فارسی
مترادفهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل طوطیوار، پیروانه، نسخهبردارانه و دنبالهروانه است و متضادهای آن محققانه، مستقلانه، مبتکرانه و خلاقانه هستند.
در قرآن
خود واژه «مقلدانه» در قرآن نیامده است. ریشه آن (ق-ل-د) به صورت جمع در واژه «قَلَائِد» (نشانه قربانی حج) در آیه ۲ سوره مائده به کار رفته است. با این حال، مفهوم تقلید کورکورانه از نیاکان بدون علم و دلیل، در آیاتی مانند «إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّةٍ» شدیداً نکوهش شده است.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ عامه، «طوطی» نماد تکرار گفتار بدون درک معنی (طوطیوار) و «میمون» نماد تقلید رفتار حرکتی دیگران است. همچنین تمثیل کلاغی که میخواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد، نماد کار مقلدانه نافرجام است. در متون فکری نیز این واژه نماد رکود فکری و نبود نوآوری است.
جمعبندی و توضیح کامل مقلدانه
واژه «مقلدانه» یک ساختار ترکیبی عربی-فارسی دارد که از اسم فاعل «مقلد» (ریشه ق-ل-د) به همراه پسوند قیدی فارسی «-انه» ساخته شده است. این کلمه به هر نوع رفتار، گفتار یا کرداری اشاره دارد که صرفاً بر اساس کپیبرداری و پیروی بیچونوچرا از دیگران انجام شود، بدون آنکه فرد تفکر، خلاقیت، تحلیل یا استدلال مستقلی در آن کار به کار بسته باشد.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، کارهای مقلدانه همواره مورد نقد فلاسفه و عارفان بوده است؛ چرا که آن را مایه رکود فکری و دوری از اصالت میدانند. در تمثیلهای ادبی نیز رفتارهای بدون آگاهی معمولاً به طوطی یا میمون تشبیه میشوند تا نشاندهنده تکرار صرف بدون درک عمیق باشند. همچنین مفاهیم دینی و قرآنی نیز انسانها را از تبعیت کورکورانه و بدون علم از گذشتگان برحذر میدارند.