یعنی چه
سجیه به ویژگیهای اخلاقی و رفتاری ثابت و پایدار در نهاد یک شخص گفته میشود که به مرور زمان تغییر نمیکند و به عنوان طبیعت درونی او شناخته میشود.
مترادف
این واژهها همگی به ویژگیهای باطنی، ساختار شخصیتی و رفتارهای ذاتی انسان اشاره دارند.
تلفظ
این کلمه با فتح سین، کسر جیم، یاء مشدد و تاء تانیث ساکن یا هاء ملفوظ (سَ-جِی-یَه) خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «خوی و سرشت»، «عادت درونی» یا «طبیعت انسان»، واژه ۴ حرفی «سجیه» قرار میگیرد.
به انگلیسی
این کلمات در زبان انگلیسی برای توصیف ویژگیهای پایدار روانی و ساختار ذاتی شخصیت یک فرد به کار میروند.
به فارسی
از آنجا که سجیه یک وامواژه عربی در زبان فارسی است، بهترین و دقیقترین برگردانهای فارسی سره و اصیل برای آن واژههایی مانند «منش»، «نهاد» و «سرشت» هستند.
در قرآن
خود واژه «سجیه» یا جمع آن «سجایا» در قرآن نیامده است؛ اما مفاهیم همراستای آن با کلماتی چون «خُلُق» (مانند خُلُقٍ عَظیم) یا «شاکله» (کُلٌّ یَعْمَلُ عَلی شاکِلَتِهِ) بیان شدهاند. البته این واژه در احادیث و ادعیه اسلامی کاربرد فراوانی دارد.
نماد چیست
در ادبیات و اخلاق، سجیه نمادی از هویت واقعی، اصالت رفتاری و ویژگیهای روحی پایدار فرد است که در تضاد با رفتارهای مصلحتی، موقت یا اکتسابیِ ظاهری قرار میگیرد.
جمعبندی و توضیح کامل سجیه
واژه «سجیه» که جمع تکسیر آن «سجایا» است، ریشه در زبان عربی دارد و از دیدگاه لغوی به معنی آرامش و ثباتی است که طبع انسان بر آن استوار شده است. در زبان و ادبیات فارسی، این کلمه برای اشاره به خصلتها، صفات باطنی، منش و خوی پایدار آدمیان به کار میرود؛ ویژگیهایی که جزو ذات فرد شدهاند و به راحتی تغییر نمیکنند.
این کلمه اگرچه در متن قرآن کریم به طور مستقیم ذکر نشده، اما مفهوم روانشناختی و اخلاقی آن در فرهنگ اسلامی و متون متأخر کاملاً شناخته شده است و در لغتنامههای بزرگی چون دهخدا و معین بر اصالت معنایی آن در زبان فارسی تاکید شده است. در کاربردهای روزمره و حل جدول نیز این واژه چهار حرفی به عنوان مترادف روحیاتی چون سرشت و طبع استفاده میشود.