یعنی چه
لای خوار در تاریخ ادبیات و عرفان، نام مردی مجذوب، قلندر و خاکنشین در غزنین است که همعصر حکیم سنایی غزنوی بود و سخنان تنبهآمیز او باعث تحول روحی و توبه سنایی شد. در معنای کنایی و اصطلاح صوفیه، «لای» به معنی دُرد و رسوب تهنشینشده شراب است و لایخوار به عارفی ملامتی اشاره دارد که به نهایت فقر و انقطاع از مادیات رسیده و تهمانده گلآلود شراب را مینوشد.
تلفظ
این واژه از دو بخش «لای» (با مصوت بلند آ) و «خوار» (که واو آن معدوله است و خوانده نمیشود، مانند خویش) تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ مد نظر در جدول برای این واژه ۷ حرفی، خودِ عبارت «لای خوار» یا کنایه آن یعنی «دردکش» است.
به انگلیسی
در برگردان انگلیسی بر اساس مفهوم لغوی از Dregs-drinker یا Mud-eater و بر اساس مفهوم عرفانی از Ascetic dervish استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی و نزدیک این واژه شامل اصطلاحاتی چون دُردکش، خاکنشین، قلندر، پاکباخته، مجذوب و لاینشین است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی، لای خوار نماد انسانهای بهظاهر پست، دیوانه یا خاکنشینی است که باطنی بیدار و روشن دارند و واسطه هدایت و تحول بزرگان میگردند؛ همچنین نماد کامل ملامتکشی و بیاعتنایی به قضاوت خلق است.
جمعبندی و توضیح کامل لای خوار
واژه «لای خوار» یک اصطلاح ترکیبی و عرفانی در زبان فارسی است که بیش از هر چیز صبغه تاریخی و ادبی دارد. این نام در تذکرههای تاریخی مانند حبیبالسیر و تذکرةالشعرای دولتشاه سمرقندی، متعلق به عارفی دیوانهنما و خاکنشین در شهر غزنین است که با کلام گزنده اما بیدارکنندهاش، مایه توبه و دگرگونی احوال حکیم سنایی غزنوی شد و او را از مدح پادشاهان به مسیر عرفان سوق داد.
از نظر لغوی و کنایی، «لای» همان دُرد، رسوب و تیرگی تهنشینشده مایعات و بهویژه شراب است. در اصطلاح صوفیه و اهل طریقت، لایخوار به معنای دُردکش است؛ یعنی سالکی که به نهایت فقر، فناء فیالله و ملامتکشی رسیده و به جای شراب صاف، تهمانده تیره و گلآلود آن را سر میکشد که این خود نمادی از خودشکستگی، وارستگی کامل از مظاهر مادی و انقطاع از خلق است.