یعنی چه
این اصطلاح در دو معنای متفاوت کاربرد دارد؛ در مفهوم اجتماعی و روانشناسی به فردی عافیتطلب و منفعل گفته میشود که در برابر رویدادها، حق و باطل یا انتخابهای زندگی کاملاً بیتفاوت است و هیچ موضعگیری یا کنشگری خاصی ندارد. در معنای زیستی و فقهی قدیمی نیز به فردی اشاره دارد که به دلیل ابهام در اندامهای جنسی، به طور قطعی در شمار مذکر یا مؤنث قرار نمیگیرد.
تلفظ
واژه انسان با کسره پایانی به کلمه خنثی (با ضمه خاء و سکون نون) متصل میشود.
در جدول
پاسخ دقیق ۹ حرفی برای این عبارت خودِ «انسان خنثی» است، اما با توجه به طراح جدول ممکن است واژههایی چون منفعل یا بیطرف نیز مدنظر باشند.
به انگلیسی
بسته به متن و مفهوم مورد نظر، معادلات انگلیسی از مفاهیم اجتماعی تا اصطلاحات پزشکی متغیر است.
به عربی
ریشه هر دو کلمه عربی است و در زبان مقصد نیز با همین مضامین به کار میروند.
در قرآن
عبارت «انسان خنثی» در قرآن وجود ندارد، اما در آیه ۷۶ سوره نحل فرد منفعل و بیخاصیت به بردهای گنگ و بار دوش صاحبش تشبیه شده که هر جا او را بفرستند خیری نمیآورد. همچنین مفاهیمی مانند منافقین و مذبذبین با این حالت قرابت دارند. در فقه اسلامی نیز مباحث فراوانی درباره احکام ارث و حقوق فرد خنثی (بیناجنسی) مطرح است.
نماد چیست
در ادبیات مدرن و تحلیلهای اجتماعی، انسان خنثی نماد بیعملی، عافیتطلبی و تماشاچی بودن است. این مفهوم نماد جهانی جانوری ندارد اما در متون و تصویرسازیها اغلب با رنگ خاکستری، آب راکد یا مترسک به تصویر کشیده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل انسان خنثی
اصطلاح «انسان خنثی» ترکیبی وصفی است که در دو قلمرو کاملاً مجزا بررسی میشود. در معنای نخست که جنبه زیستی، پزشکی و فقهی دارد، به فردی با جنسیت نامشخص یا بیناجنسی اطلاق میگردد که ریشه عربی آن به معنای نرمی و انعطافپذیری است. در این چارچوب، احکام مشخصی در فقه برای تعیین وضعیت حقوقی این افراد وجود دارد.
در معنای دوم که امروزه در روانشناسی، فلسفه اخلاق و جامعهشناسی کاربرد گستردهتری یافته، این اصطلاح به فردی اشاره دارد که در مواجهه با جریانات اجتماعی، اخلاقی و سیاسی جامعه کاملاً منفعل، بیتفاوت و بیاثر است. این دسته از افراد که از آنها با عنوان عافیتطلب یا تماشاچی نیز یاد میشود، هیچگونه موضعگیری مشخصی در برابر حق و باطل ندارند و حضورشان تغییری در پویایی جامعه ایجاد نمیکند.