یعنی چه
قفعاء در لغت به چند معنی آمده است: در گیاهشناسی به نوعی گیاه سست و خوابیده بر زمین از تیره باقلاییان (مانند گون) گفته میشود که غلاف بذر حلقهای دارد. در توصیف ظاهری، به گوش یا عضوی که سخت منقبض و درهمکشیده شده باشد و همچنین در دامداری به گوسفند یا حیوانی که دم بسیار کوتاه و جمعشده دارد، اطلاق میشود.
تلفظ
این واژه در زبان عربی و متون کهن فارسی به صورت فَتْح قاف و سُکون فاء (قَفْعاء) تلفظ میشود.
در جدول
در مسابقات جدول کلمات، واژه «قفعاء» به عنوان یک کلمه ۵ حرفی و در پاسخ به راهنماهایی چون «نوعی گیاه»، «گون» یا «اندام درهمکشیده» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به زمینه متن، در بستر گیاهشناسی از معادلهای علمی آن و در متون توصیفی از واژگان مربوط به انقباض یا کوتاهی دم استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود اصالتاً عربی و مؤنث کلمه «أقفع» است که از ریشه (ق - ف - ع) به معنی انقباض و جمع شدن مشتق میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این کلمه شامل «گَوَن» (در اصطلاح گیاهی)، «منقبض» یا «مچاله» (در خصوص اعضای بدن) و «کوتاهدم» یا «دمبریده» (در توصیف حیوانات) است.
در قرآن
واژه قفعاء در آیات قرآن کریم نیامده است؛ اما در احادیث، روایات تاریخی و اشعار کهن عرب (مانند قصیده بانت سعاد) به چشم میخورد.
جمعبندی و توضیح کامل قفعاء
واژه «قفعاء» یک واژه اصیل عربی است که به متون کهن، فرهنگهای لغت و ادبیات کلاسیک فارسی راه یافته است. این کلمه از ریشه «ق-ف-ع» به معنای انقباض، تجمع و روی هم آمدن گرفته شده و بسته به بستر متن، سه معنای کاملاً متفاوت دارد: در حوزه گیاهشناسی به گیاه گون اشاره دارد، در کالبدشناسی صفت عضوی است که مچاله یا دچار تشنج شده باشد، و در دامداری به حیوان کوتاهدم گفته میشود.
نکته جالب و ادبی درباره این واژه، کاربرد آن در شعر جاهلی و کلاسیک عرب است؛ جایی که به دلیل شکل حلقهای و منظم پوسته و غلاف بذرهای این گیاه پس از خشک شدن، شاعران کهن حلقههای زره محکم جنگی را به حلقههای گیاه قفعاء تشبیه میکردهاند. این واژه امروزه بیشتر کاربرد فضلفروشانه، لغوی یا جدولتانهای دارد و در زبان گفتاری روزمره استفاده نمیشود.