یعنی چه
واژه زعل در کاربرد معاصر و محاورهای به معنای دلگیر شدن، قهر کردن و وجود یک رنجش احساسیِ ملایم میان افراد است. در لغتنامههای کهن عربی این واژه از لغات اضداد بوده و هر دو معنای نشاط و شادمانی یا کسالت و اندوه را در بر میگرفته است، اما امروزه عمدتاً بار معنایی دلخوری و گلهمندی عاطفی دارد.
مترادف
این کلمه با مفاهیمی چون گلهمندی، کسالت خاطر، سخط و وجد (در معنای متضاد کهن) همپوشانی دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این کلمه به صورت فتح اول و دوم (زَعَل / za'al) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً با راهنمای «قهر و دلخوری»، «رنجش» یا در متون قدیمی با راهنمای «نشاط و شادمانی» خواسته میشود و پاسخ آن یک کلمه ۳ حرفی است.
به انگلیسی
برای انتقال حس زعل در زبان انگلیسی بسته به شدت آن از واژگانی که به آزردگی عاطفی یا قهر کردن اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
در گویشهای امروزی عربی (مانند مصری و شامی)، واژه «زعلان» به طور گسترده به معنی ناراحت، دلخور و قهر با کسی به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق و بومی این واژه در زبان فارسی اصیل، دلگیری، رنجش، کینه سبک، یا آزردهخاطر شدن است که نشاندهنده یک وضعیت احساسی گذراست.
جمعبندی و توضیح کامل زعل
واژه «زعل» یک لغت عربی است که به متون ادبی و فرهنگ محاورهای فارسی راه یافته است. این کلمه از منظر ریشهشناسی در زمره کلمات «الضداد» قرار میگیرد؛ چرا که در منابع کهن هم به معنای نشاط، شوق و خرمی آمده و هم به معنای اندوه، اضطراب و کسالت خاطر به کار رفته است.
در کاربرد معاصر، عامیانه و روزمره (هم در زبان عربی و هم در بخشهایی از فارسی محاورهای)، این واژه تغییر معنا یافته و صرفاً بار منفی ملایمی را حمل میکند. امروزه زعل نمادی از دلخوریهای عاطفی، رنجشهای زودگذر و قهر کردن میان دوستان، اعضای خانواده و افراد نزدیک است و نشاندهنده کینه یا دشمنی عمیق نیست.
باید توجه داشت که این واژه و مشتقات آن در متن قرآن کریم نیامدهاند و در زبان فارسی نیز فاقد ریشه بومی مستقل است، اما به دلیل روانی تلفظ و انتقال دقیق حسِ «بین خشم و غم»، کماکان در ادبیات جدولی و گفتارهای خاص کاربرد دارد.