یعنی چه
فرومانده صفت مفعولی از فعل فروماندن است و به وضعیتی اشاره دارد که فرد قدرت عمل خود را از دست داده، سرگشته شده یا به دلیل گرفتاری در یک موقعیت، توانایی ادامه مسیر را ندارد.
تلفظ
این واژه به صورت /forumānde/ تلفظ میشود که تکیه اصلی آن بر هجای «مان» است.
در جدول
این کلمه به دلیل ۸ حرفی بودن در جدولهای متقاطع بسیار پرکاربرد است و معمولاً با مترادفهای ۴ تا ۸ حرفی پاسخ داده میشود.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی بسته به سیاق متن شامل کلماتی است که ناتوانی یا گیر افتادن در شرایط دشوار را میرسانند.
به عربی
در عربی معادلهایی که بر ناتوانی فیزیکی یا روحی و همچنین حیرت و سرگشتگی دلالت دارند استفاده میشود.
به فارسی
واژگان فارسی هممعنی با فرومانده بیشتر بر مفاهیمِ شکست در پیشروی، گیر کردن در بنبست و فقدان قدرت تصمیمگیری متمرکز هستند.
نماد چیست
در ادبیات فارسی، فرومانده نماد کسی است که عقل و توانش در برابر دشواریهای تقدیر یا پیچیدگیهای جهان هستی به بنبست رسیده است.
جمعبندی و توضیح کامل فرومانده
فرومانده صفت مفعولی گویایی در زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند «فرو» به معنای پایین یا درون و فعل «ماندن» ساخته شده است. این واژه به خوبی وضعیتِ کسی را توصیف میکند که در گردابِ ناتوانی یا سرگشتگی گرفتار شده و قدرت عبور از شرایط موجود را ندارد.
از دیدگاه ادبی، این کلمه تنها به معنای ناتوانی جسمی نیست، بلکه در متون کهن به عنوان نمادی برای توقفِ فکری یا بحرانهای روحیِ سالکان و اندیشمندان به کار رفته است. در کاربرد روزمره نیز، همچنان برای توصیف افرادی که در موقعیتهای بغرنج یا بنبستهای کاری دچار استیصال شدهاند، واژهای بسیار دقیق و پربسامد محسوب میشود.