یعنی چه
این عبارت در متون کهن مانند کتاب تاریخ قم به عنوان اسم خاص جغرافیایی برای یکی از دهکدههای قدیمی منطقه کرّود قم استفاده شده است. از نظر تحلیل لغوی نیز ترکیبی از «لسان» (زبان) و «بایره» (فاسد یا نابارور) است که معنای گفتار بیفایده، یاوهگویی و کلام بیاثر را متبادر میکند.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت لِسان (با کسر لام و سکون سین) و بایِرِه (با کسره دادن به راء و های بیان حرکت در انتهای واژه) انجام میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت معمولاً به عنوان یک اسم خاص جغرافیایی منسوخ شده یا ترکیبی استعاری مد نظر قرار میگیرد و دقیقاً دارای ۹ حرف است.
به انگلیسی
به عنوان اسم مکان به صورت فینگلیش نگارش میشود و در معنای استعاری و لغوی معادل کلام بیثمر است.
به عربی
این ترکیب از دو واژه عربی ساخته شده و در زبان عربی به معنای زبان یا گفتاری است که هیچ فایده و اثری برای شنونده ندارد.
به فارسی
معادلهای فارسی این عبارت در حوزه معنایی شامل سخن بیاثر، کلام بیفایده، زبان گزاف و گفتار تباهشده است.
نماد چیست
در حوزه معناشناسی و استعاری، این واژه میتواند نمادی از گفتاری باشد که فاقد حکمت و صداقت است و هیچ ثمرهای جز تباهی و کساد شدن حقیقت در جامعه ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل لسان بایره
عبارت «لسان بایره» یا «لسان بائره» به عنوان یک اصطلاح واحد و مستقل در فرهنگهای لغت کلاسیک و بزرگ فارسی یا عربی ثبت نشده است. با این حال، بررسیهای مستند تاریخی نشان میدهد که این عبارت در درجه نخست یک اسم خاص جغرافیایی (اعلام) و نام یکی از دهکدههای قدیمی و از بین رفته در منطقه کرّود واقع در استان قم بوده که در کتاب «تاریخ قم» به آن اشاره شده است.
از دیدگاه ریشهشناسی و تحلیل زبانی، این کلمه ترکیبی از «لسان» (به معنی زبان یا زبانه زمین) و «بایره» (به معنی زمین رهاشده و غیرقابل کشت) است. در جغرافیای قدیم، تکه زمینهایی که به شکل زبانه پیشروی میکردند را لسان مینامیدند. همچنین در تحلیل استعاری، این اصطلاح به معنای زبانِ فاسد، سخن بیفایده و گفتار بیثمر به کار میرود که نمادی از یاوهگویی و کلام بیاثر در نقد اخلاقی و ادبی است.