معنی
«کسر» در زبان فارسی معانی متعددی دارد؛ در دانش ریاضی به معنی جزئی از یک عدد کامل یا واحد (عدد کسری) است. در گفتار روزمره و اداری به معنای کم کردن، نقصان، کاهش دادن یا تفریق به کار میرود و در ریشهٔ قدیمیتر خود به معنی شکستن و خرد شدن است. همچنین در ادبیات و گرامر به حرکتِ زیر (عَلامتِ ِ) کسره میگویند.
یعنی چه
این واژه زمانی به کار میرود که بخواهیم از کم شدن سهم، بودجه، یا اعتباری صحبت کنیم (مانند کسر حقوق یا کسر شأن). در محاسبات نیز نشاندهنده تقسیم شدن یک کل به اجزای برابر است.
مترادف
واژههای فوق در بافتهای ریاضی، اداری و عمومی میتوانند به جای کسر استفاده شوند.
متضاد
کلماتی که مفهوم پر کردن، زیاد کردن و کامل ساختن را در مقابل کاهش و جزءبودن رسانند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه ثلاثی مجرد (ک - س - ر) به معنی شکستن مشتق شدهاند.
جمله سازی
به انگلیسی
بسته به اینکه کسر در ریاضی به کار رود یا در مفاهیم مالی و اداری، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل کسر
واژهٔ «کسر» اصالتاً ریشهای عربی دارد و از مصدر کَسَرَ به معنای شکستن وارد زبان فارسی شده است. این کلمه در طول زمان کاربردهای تخصصی و عمومی گستردهای پیدا کرده است؛ به طوری که در ریاضیات مدرن برای نشان دادن نسبت اجزا به کل (اعداد کسری) با نماد خط کسر به کار میرود و در گرامر به عنوان یکی از حرکات اصلیِ آوایی شناخته میشود.
در کاربردهای روزمره و اصطلاحات عامیانه نیز این واژه بازتابدهنده مفهوم کمبود و تقلیل است؛ برای نمونه ترکیب «کم و کسر» به نواقص موجود در یک کار یا کالا اشاره دارد و عبارت «کسر شأن» برای توصیف کارهایی استفاده میشود که از منزلت اجتماعی یا اعتبار فرد میکاهد.