یعنی چه
خوشطبعی به حالت یا صفتِ داشتن طبعی خوش، شوخمزاجی، بذلهگویی و خوشبرخورد بودن اشاره دارد. فرد خوشطبع کسی است که در گفتار و رفتار خود، طنز، لطافت و خوشرویی دارد و با ذوق و ظرافت با مسائل برخورد میکند.
تلفظ
این واژه از ترکیب «خوش» (خُش) و «طبعی» (طَبْعِی) ساخته شده و به صورت روان و بدون توقف طولانی میان دو بخش تلفظ میشود.
در جدول
در پاسخ به سؤالات جدول کلمات متقاطع، واژه «خوش طبعی» دارای ۷ حرف است. همچنین واژههای هممعنی آن مانند «شوخ طبعی» یا «بذله گویی» نیز میتوانند به عنوان پاسخ مد نظر قرار گیرند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن، از واژههای متنوعی برای رساندن این مفهوم استفاده میشود؛ برای مفهوم عام طنز از Humor و برای هوشمندی همراه با شوخی از Wit استفاده میگردد.
به عربی
در زبان عربی واژههایی مانند «دعابة» و «فکاهة» به جنبه مزاح و شوخی اشاره دارند و واژه «ظرف» نشاندهنده لطافت، ظرافت و شیوه پسندیده گفتار است.
به فارسی
مترادفهای دقیق این واژه در زبان فارسی شامل شوخطبعی، بذلهگویی، خوشمزاجی، خوشمشربی، طنزپردازی، خوشرویی، نکتهسنجی و لطیفهگویی است که همگی بر گشادهرویی و طبعِ نیکو دلالت دارند.
جمعبندی و توضیح کامل خوش طبعی
خوشطبعی یکی از صفات پسندیده اخلاقی و اجتماعی در فرهنگ و ادبیات فارسی است که از ترکیب واژه فارسی «خوش» (به معنی خوب و دلپذیر) و واژه عربی «طبع» (به معنی سرشت و خوی) پدید آمده است. این ویژگی نماد انسانهای محبوب، مجلسآرا و باذوقی است که با استفاده از طنز ظریف و گفتار ملایم، تنشهای اجتماعی را کاهش داده و فضای صمیمیت و گشادهرویی را در روابط انسانی پایهگذاری میکنند.
در متون کهن و اشعار شاعرانی چون حافظ و سعدی، این مفهوم با عناوینی چون «لطافت طبع» و «ظرافت» همنشین است و نشانهای از عقلانیت همراه با شادابی روح به شمار میرود. متضاد این صفت، عبوس بودن، خشکی مزاج، بدخلقی و جدیت افراطی است که باعث دوری گزینی افراد از یکدیگر میشود.
اگرچه عین واژه «خوشطبعی» در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم کلیدی و همراستای آن مانند حسن خلق، گشادهرویی (بشاشت وجه)، تبسم و ایجاد نشاط در دل مؤمنان، در روایات اسلامی و آموزههای اخلاقی به شدت مورد تأکید و ستایش قرار گرفتهاند.