یعنی چه
این واژه در فرهنگ عامه و لغتنامههای معتبری چون دهخدا، اصطلاحی کنایی و تحقیرآمیز است. در گذشته به زنی که مرتکب جرم، تبهکاری یا بیعفتی (زنا) میشد، به عنوان تنبیه و مایه رسوایی اجتماعی، گیسوانش را میبریدند. امروزه این اصطلاح شدت گذشته را ندارد و به عنوان یک دشنام عامیانه، کنایه، یا حتی با لحن شوخی و خودسرزنشگری میان زنان به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «گِیس بُری دِه» (با کسر گاف و ضمه باء) است که از ترکیب دو بخش «گیس» و «بریده» ساخته شده است.
در جدول
در سؤالات جدول تقاطعی، اگر کنایه از زن بدنام، سلیطه یا زنی که در گذشته مجازات میشد مد نظر باشد، پاسخ اصلی «گیس بریده» با ۸ حرف است.
به انگلیسی
برای انتقال بار معنایی کنایی آن از Shameless woman و برای اشاره به ریشه تنبیهی و رسوایی تاریخی آن از معادلهای مرتبط با تراشیدن مو استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی معادل واژگانی دقیق و همسنگ که کاملاً ریشه تاریخی آن را پوشش دهد وجود ندارد، اما از نظرات کنایی اصطلاحات معادل بیحیا و بدنام استفاده میشود.
نماد چیست
این اصطلاح در فرهنگ سنتی ایران نماد عینی ننگ، بدنامی و طرد اجتماعی است. بریدن موی زن در گذشته سنگینترین حد تنبیه علنی بود که زیبایی و حرمت اجتماعی او را نشانه میرفت. البته باید توجه داشت که رسم «گیسبران» در فرهنگ حماسی و برخی اقوام ایرانی (مانند لری و کردی) نماد عزاداری عمیق برای مرگ عزیزان است، اما ترکیب «گیسبریده» صرفاً بار تنبیهی، مجازات و تحقیر اخلاقی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل گیس بریده
اصطلاح «گیسبریده» یکی از دشنامها و کنایههای قدیمی و اصیل در زبان فارسی است که ریشه در سنتهای قضایی و تنبیهی دوران باستان و عهد قاجار دارد. در آن روزگار، بریدن موهای بلند یک زن، مجازاتی علنی برای خطاکاریهای بزرگ، بیعفتی یا تبهکاری بود که مایه ننگ و رسوایی ابدی فرد و خانوادهاش در جامعه میشد. به همین دلیل این ترکیب معنایی کاملاً تحقیرآمیز و طردکننده به خود گرفت.
در زبان و ادبیات امروز، این واژه شدت و حدت گذشته خود را تا حد زیادی از دست داده است. هرچند هنوز هم به عنوان کنایهای برای زنان بیحیا، سلیطه یا پررو به کار میرود، اما در بسیاری از مواقع در گفتگوهای عامیانه میان زنان، با لحنی طنزآمیز، ملامت خود یا شوخیهای دوستانه نیز استفاده میشود و دیگر به معنای صریح و تند اولیه اشاره ندارد.