یعنی چه
واژه اسامح (در اصل عربی: أُسَامِحُ) فعل مضارع متکلم وحده از باب مفاعله است و به معنای این است که من از خطای کسی چشمپوشی میکنم، با او راه میآیم، سخاوت به خرج میدهم یا نسبت به رفتار او رواداری و تساهل پیشه میکنم.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه در زبان مبدأ (عربی) به صورت «أُسَامِحُ» با ضمه همزه، فتحه سین و کسره میم است که در کاربرد فارسی معمولاً به صورت «اُسامح» خوانده میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه ۵ حرفی «اسامح» است که به عنوان معادل افعالی چون میبخشم یا چشمپوشی میکنم به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی نزدیکترین عبارات فعلی متناسب با صیغه متکلم وحده این واژه، افعال مربوط به بخشش و رواداری هستند.
به فارسی
معادلهای دقیق روان و فعلی این کلمه در زبان فارسی برابر است با: میبخشم، عفو میکنم، گذشت میکنم، سختگیری نمیکنم و رواداری به خرج میدهم.
در قرآن
خودِ کلمه «أُسَامِحُ» با این ساختار صیغهای در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ اما ریشه و مفهوم اساسی آن یعنی بخشش، عفو، صفح و مغفرت در آیات متعددی (مانند توصیه به گذشت در آیه ۲۳۷ سوره بقره) مورد تاکید قرار گرفته است.
نماد چیست
این کلمه مظهر و نماد مادی خاصی ندارد، اما در فرهنگ و ادبیات نمادی از بزرگمنشی، فروخوردن خشم، صلحطلبی و گذشت اصیل انسانی به شمار میرود که مایه آرامش روحی است.
جمعبندی و توضیح کامل اسامح
واژه «اسامح» یک فعل وامگرفته از زبان عربی (ریشه س م ح) است که در صیغه متکلم وحده دلالت بر بخشیدن، عفو کردن و مدارا دارد. اگرچه این لفظ به صورت مستقل در گفتارهای روزمره فارسی معیار کاربرد چشمگیری ندارد، اما واژگان همخانواده آن مانند تسامح و مسامحه به طور وسیعی در ادبیات، حقوق و گفتگوهای اجتماعی ما استفاده میشوند.
این کلمه در بازیها و جداول کلمات متقاطع به عنوان یک جایگزین ۵ حرفی برای مفهوم «گذشت میکنم» شناخته میشود. ریشه این واژه بر نرمش، آسان گرفتن و دوری از کینه و سختگیری دلالت دارد و بازتابدهنده فرهنگ رواداری و بلندطبعی است.