یعنی چه
دراز گزاردن به معنای درنگ کردن، به تأخیر انداختن، امتداد دادن و طولانی کردن زمان یا عمل است. این واژه در متون کهن بیشتر برای اشاره به طول دادن سخن (اطاله کلام) یا طولانی کردن اقامه نماز و عبادات به کار میرفته است.
تلفظ
این عبارت از دو واژهٔ «دِراز» (صفت) و «گُزاردَن» (مصدر به معنی ادا کردن و بهجا آوردن) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این عبارت به عنوان معادل برای راهنماهایی چون «طول دادن سخن» یا «به درازا کشاندن عمل» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن این مفهوم از افعالی که دلالت بر طولانی کردن زمان یا بسط دادن سخن دارند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژههای مشتق از ریشه «طول» دقیقترین معادل برای این اصطلاح فصیح فارسی هستند.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج فارسی این واژه شامل عبارتهایی چون طول دادن، به تأخیر انداختن، تفصیل دادن و در زبان محاوره «کش دادن» است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، این واژه نمادی از طول دادن ملالآور سخن یا انجام عبادات طولانی از روی ریاکاری است؛ چنانکه سعدی شیرازی میگوید: «کلید در دوزخ است آن نماز / که در چشم مردم گزاری دراز».
جمعبندی و توضیح کامل دراز گزاردن
واژه «دراز گزاردن» یک مصدر مرکب فصیح و کهن در زبان فارسی است که از ترکیب صفت «دراز» و فعل «گزاردن» (به معنی ادا کردن و بهجا آوردن) ساخته شده است. مفهوم محوری این عبارت، انجام دادن یک کار، گفتار، یا عبادت به صورتی بسیار طولانی، کشدار و فراتر از حد معمول است.
این اصطلاح گرچه امروز در زبان محاوره کمتر به این شکل دقیق استفاده میشود و جای خود را به ترکیبهایی مثل «طول دادن» یا «کش دادن» داده است، اما در متون ادبی و نظم و نثر کلاسیک اهمیت بالایی دارد. در ادبیات سنتی، دراز گزاردنِ سخن یا نماز غالباً بار معنایی منفی دارد و به ملالآور بودن یا ریاکاری اشاره میکند.