یعنی چه
حفالة در اصل به معنای تهمانده، رسوب، پسماند و تفالهٔ بیارزش از مواد مختلف مانند پوست گندم، لای روغن یا خرماهای پوسیده است. این واژه در مفهوم مجازی و کنایهای برای اشاره به انسانهای فرومایه، اراذل و افراد بیارزش جامعه نیز به کار میرود.
تلفظ
این کلمه در زبان مبدأ به صورت ضمه در حرف اول (حُفالة) تلفظ میشود.
در جدول
در پاسخ به سؤالات جدول کلمات متقاطع، واژهٔ حفالة یک کلمهٔ ۵ حرفی است که به عنوان معادل تفاله، پسماند و تهمانده شناخته میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگانی که مفهوم رسوب، تهنشست و مواد زاید بیارزش را منتقل کنند، معادل این کلمه هستند.
به عربی
این واژه خود اصالتاً عربی است و با کلماتی مانند حثالة مترادف و همکاربرد است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل تفاله، تهنشین، پسافکند، خاکروبه و در لایهٔ معنایی انسانی، رذل و فرومایه است.
نماد چیست
در ادبیات و کاربردهای استعاری، این کلمه نمادِ بخشِ فاسد، ضایعشده و بیکیفیتِ باقیمانده از یک کلِ ارزشمند است؛ همانند خرماهای پوسیدهای که در ته سبد باقی میمانند.
جمعبندی و توضیح کامل حفالة
واژهٔ «حُفالة» یک وامواژهٔ کهن با ریشهٔ عربی است که وارد متون کلاسیک فارسی شده است. این کلمه در اصل به مادیترین شکل پسماند، مانند تفالهٔ روغن، سبوس گندم و جو، یا لای تهنشینشده اشاره دارد که هیچ سودی برای مصرفکننده ندارند و دور ریخته میشوند.
علاوه بر معنای مادی، این واژه کاربردی مجازی و اخلاقی نیز دارد. در متون روایی و احادیث، از این کلمه برای توصیف دورانی استفاده شده است که انسانهای صالح و نیکوکار از دنیا رفتهاند و جامعه تنها از افراد فرومایه، بیارزش و اراذل (حفالة الناس) پر شده است؛ درست مانند تفالهای که پس از صاف کردن یک شربت یا مادهٔ خالص بر جای میماند.
در مجموع، شناخت این واژه به حل جدولهای کلمات متقاطع و درک عمیقتر متون کهن ادبی و مذهبی کمک میکند. ساختار ۵ حرفی آن در کنار مترادف مشهورش یعنی «حثالة»، از کلیدهای پرکاربرد در طراحی معماهای لغوی است.