یعنی چه
این اصطلاح دو معنای اصلی دارد؛ نخست به مفهوم ارتباط داشتن، دخالت داشتن یا اثرگذار بودن در یک امر یا جریان به کار میرود. دوم در مسائل اقتصادی و قدیمیتر، به معنای عایدی داشتن، دارای درآمد بودن و منفعت مالی داشتن است.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت [دَخْلْ داشتَن] است که در آن واژه «دخل» با فتح دال و سکون خاء و لام خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، عبارت «دخل داشتن» دقیقاً یک پاسخ ۸ حرفی است. بسته به طراح جدول، معادلهای آن مانند «مربوط بودن» یا «دخالت» نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
برای مفهوم ارتباط و نقش داشتن از عباراتی نظیر to be involved in یا to have to do with استفاده میشود و برای جنبه مالی آن، اصطلاحاتی مانند to have income یا to earn مناسب است.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم ارتباط و دخالت از عباراتی همچون «له دخل في» یا «له علاقة بـ» استفاده میشود و در مفهوم مالی و عایدی، واژههایی مثل «إیراد» یا «ذو دخل» کاربرد دارند.
به فارسی
واژههای هممعنی فارسی آن شامل «ربط داشتن»، «مربوط بودن»، «دخالت داشتن»، «سهم داشتن» و در امور مالی «درآمد داشتن» است. در مقابل، واژههایی مانند «بیربط بودن»، «بیاثر بودن» و «خرج داشتن» متضادهای آن به شمار میروند. همخانوادههای ریشهای آن نیز داخل، دخالت، مداخله و مدخل هستند.
در قرآن
عین عبارت ترکیبی و فارسی «دخل داشتن» در قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، ریشه ثلاثی مجرد آن یعنی «دَخَلَ» و مشتقاتش (مانند دخول و داخل شدن) فراوان به کار رفتهاند؛ مثل آیه «یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا». همچنین کلمه «دَخَل» در آیه ۹۲ سوره نحل به معنی مکر و فریب آمده که با اصطلاح فارسی آن متفاوت است.
جمعبندی و توضیح کامل دخل داشتن
اصطلاح «دخل داشتن» یک مصدر مرکب در زبان فارسی است که از ترکیب واژه عربی «دخل» (به معنی ورود یا درآمد) با فعل فارسی «داشتن» پدید آمده است. این عبارت در مکالمات روزمره و متون رسمی دو کاربرد کاملاً متمایز دارد؛ کاربرد اول و رایجتر آن به معنای ارتباط، پیوند، تأثیرگذاری و داشتن سهم یا نقش در یک موضوع است (مثلاً: این مسئله به روند کار دخل دارد).
کاربرد دوم این اصطلاح که بیشتر صبغه اقتصادی و قدیمی دارد، به مفهوم داشتن عایدی، کسب سود و منفعت مالی است که با واژگانی نظیر «دخل و خرج» همسویی دارد. در بازیهای فکری و جدول نیز این عبارت به عنوان یک ترکیب ۸ حرفی شناخته میشود.
در مجموع، این عبارت نشاندهنده نفوذ، اثرگذاری یا وجود یک رابطه (چه مادی و چه معنایی) میان یک پدیده با پدیده دیگر است و شناخت دقیق ریشه آن به درک بهتر جملات کمک میکند.