یعنی چه
انگژد در زبان فارسی فرس قدیم به طور مطلق به معنای «صمغ» یا همان شیره خشکشده درختان و گیاهان است. در معنای خاصتر، به صمغی بسیار بدبو، تند و دارای خواص دارویی اشاره دارد که از گیاهی به نام انگدان یا انجدان گرفته میشود و در طب سنتی کاربرد داشته است. همچنین در برخی منابع کهن به عنوان ابزار فلزی خمیده برای راندن فیل (کجک) یا بیل پهن نیز معنا شده است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی با فتح همزه، ضم گاف و فتح ژاد به صورت «اَنگُژَد» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «صمغ انجدان»، «شیره خشکشده درخت»، «انغوزه» یا «ابزار فیلران»، واژه پنج حرفی «انگژد» مد نظر است.
به انگلیسی
برای معادلسازی انگلیسی این واژه، اگر منظور صمغ خاص دارویی و تند آن باشد از واژه Asafoetida استفاده میشود و اگر منظور مطلقِ صمغ و شیره درختان باشد، واژه Gum به کار میرود.
به فارسی
برگردانها و واژههای همارز فارسی این کلمه شامل انغوزه، انگوزه، انگژه، انگزد، صمغِ اَنگُدان و در اصطلاح شیرازیان قدیم «انگشتِ گَنده» است. در معنای ابزاری نیز مترادف کجک یا بیل پهن قرار میگیرد.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی (مانند اشعار نظامی و انوری)، انگژد به عنوان مظهر و نماد بوی بد، تندی شدید و نقطه مقابل مشک و نافه خوشبو به کار رفته است. همچنین در باورهای کهن، به عنوان مادهای پادزهر و دفعکننده دیوان و چشمزخم کاربرد استعاری داشته است؛ نظیر بیت نظامی: «خواجهٔ چین که نافه بار کند / مشک را ز انگژد حصار کند».
جمعبندی و توضیح کامل انگژد
واژه «انگژد» (اَنگُژَد) یکی از لغات اصیل، کهن و فراموششده زبان فارسی دری است که ریشه در زبانهای ایرانی میانه دارد. این واژه مرکب از دو جزو «اَنگُ» (دیده شده در انگبین و انغوزه) و «ژَد» (در اوستایی به معنی صمغ و شیره درخت) تشکیل شده و در اصل معنای مطلق صمغ گیاهی را میدهد، هرچند در متون طب سنتی و داروسازی قدیم به طور خاص به صمغ تلخ و بدبوی گیاه انجدان یا همان «انغوزه» اشاره دارد.
این واژه امروزه در زبان محاورهای و رسمی کاربرد فعلی ندارد و عملاً منسوخ محسوب میشود، اما در شعر کلاسیک فارسی و متون کهن به عنوان نماد تندی، بوی بد و ضدِّ مشک و نافه، یا پادزهری برای دفع چشمزخم ثبت شده است. همچنین در برخی واژهنامهها معنای فرعی دیگری نظیر ابزار فلزی فیلرانی (کجک) نیز برای آن ذکر کردهاند.