یعنی چه
این واژه در اصل به معنای گام برداشتن، عبور کردن یا فرو رفتن تدریجی در آب است. اما در کاربرد ثانویه و رایج آن در زبان فارسی و عربی، به معنای مجازی آن یعنی غوطهور شدن در یک بحث، تفکر عمیق، ژرفاندیشی و به فکر فرو رفتن اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت خَوض (Xowz) است که خاء با حرکت فتحه و واو به صورت ساکن خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه با توجه به تعداد حروف و راهنمای طراح، معمولاً خود واژه «خوض» یا مترادفهای آن نظیر «تعمق» و «غور» است.
به انگلیسی
برای معنای فیزیکی آن در آب از واژه Wading و برای معانی استعاری و ذهنی آن در متنهای انگلیسی از واژگانی چون Delving و Plunging استفاده میشود.
به عربی
از آنجا که ریشه این کلمه عربی است، در خود زبان عربی نیز به همین صورت یا با کلماتی هممعنی مانند التعمق و التوغل برای بیان مفهومِ ورودِ عمیق به یک کار استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و معادلالهای دقیق فارسی این واژه شامل ژرفاندیشی، تفکر عمیق، غوررسی و غوطهور شدن در یک مسئله فکری است.
در قرآن
این کلمه ۱۲ بار در قرآن مجید به کار رفته است. در فرهنگ قرآنی، خوض بیشتر دارای بار معنایی کنایی و مذموم (ناپسند) است؛ به این معنی که افراد بدون علم و هدایت، در سخنان باطل، بیهوده یا استهزای آیات الهی غوطهور شوند. مانند آیه ۶۸ سوره انعام: «حَتَّىٰ يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ» تا زمانی که در سخنی دیگر وارد شوند.
جمعبندی و توضیح کامل خوض
واژه «خوض» یک مصدر عربی از ریشه (خ و ض) است که تطور معنایی جالبی دارد. این کلمه در اصلِ وضع لغوی خود به معنای رفتن درون آب، گام برداشتن در رودخانه یا عبور تدریجی از پایاب بوده است. با این حال، در ادبیات فارسی و عربی، این کاربرد فیزیکی جای خود را به یک مفهوم استعاری و ذهنی داده است که همان غرق شدن در افکار، تعمق و بررسی ژرف یک موضوع است.
در فرهنگ عامه و متون دینی مانند قرآن کریم، این واژه ظرافتهای معنایی خاصی پیدا کرده است؛ به طوری که در قرآن عمدتاً برای سرزنشِ غوطهور شدن در باطل، پافشاری بر سخنان بیهوده و گمراهی به کار میرود. با این حال، در نثر و شعر فارسی امروز، کاربرد آن بیشتر به جنبه مثبت یا خنثایِ «ژرفاندیشی و ورود دقیق به ابعاد یک مسئله» اشاره دارد.