یعنی چه
بقعاء در لغت به معنی موجود یا شیء مؤنثی است که دورنگ، لکهدار یا ابلق (سیاه و سفید) باشد. در توصیف طبیعت، به زمینی گفته میشود که بخشی از آن حاصلخیز و بخش دیگر خشک باشد، یا زمینی که پوشیده از سنگریزهها و لکههای گوناگون است. همچنین مجازاً به سالهای سخت و پر از خشکسالی نیز «سنة بقعاء» میگویند.
تلفظ
این واژه به صورت فتح باء، سکون قاف، فتح عین و در نهایت الف ممدوده و همزه (بَقْعاء) تلفظ میشود و صفت مؤنث از واژه «أبقع» است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه بقعاء به عنوان پاسخ ۵ حرفی برای سنجههای «زمین دورنگ»، «مؤنث ابلق» یا «سال قحطی» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای معادلسازی این واژه در انگلیسی، بسته به بافت متن از صفاتی که به لکهدار بودن، دورنگ بودن یا ناهمگونی سطح اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، بقعاء صفت مؤنث «أبقع» است و برای توصیف زمینهای تکهتکه، لکهدار یا سالهای قحطی و ناهماهنگ به کار میرود.
به فارسی
در متون و ادبیات کهن فارسی، دقیقترین معادلهای این واژه شامل «پیسه»، «دورنگ» و «ابلق» هستند که برای توصیف پدیدههای چندرنگ یا ناپایدار به کار میرفتهاند.
در قرآن
خود واژه «بقعاء» در قرآن کریم ذکر نشده است؛ اما همخانواده ثلاثی آن یعنی «البُقْعَة» یکبار در آیه ۳۰ سوره قصص به صورت «فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ» (در آن تکه زمین با برکت) به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل بقعاء
واژه «بقعاء» یک صفت عربی کلاسیک از ریشه ثلاثی (ب - ق - ع) است که در ادبیات کهن فارسی نیز راه یافته است. معنای پایه و بنیادین این ریشه به تفاوت رنگ، ناهماهنگی سطح و وجود لکهها اشاره دارد. از همین رو، بقعاء در درجه اول به معنای موجود یا زمینی است که دورنگ (ابلق) یا لکهدار باشد.
در کاربردهای اصطلاحی و نمادین، این کلمه برای توصیف زمینهای ناهمگون که بخشی حاصلخیز و بخشی خشک هستند، یا زمینهای پوشیده از سنگریزه استفاده میشود. همچنین در فرهنگ عامه به نشانه ناپایداری و تضاد، به سالهای سختِ خشکسالی که زمین در اثر بیآبی تکهتکه و چندرنگ میشود، «سنة بقعاء» میگفتهاند. امروزه نیز بقعاء نام یکی از مناطق جغرافیایی در عربستان سعودی است.