معنی
پیرایه در زبان فارسی به معنای هر نوع وسیلهٔ آرایش و زیور نظیر گوشواره و گردنبند است که برای آراستگی و زیبایی ظاهر استفاده میشود. در متون قدیمی و کهن، گاهی این واژه به ندرت در معنای تهمت و افترا نیز به کار رفته است.
یعنی چه
این واژه از ریشهٔ «پیراستن» میآید که در اصل به معنی آراستن از طریق کم کردن و زدودن زواید (مانند هرس کردن درخت یا اصلاح مو) بوده است، اما به مرور زمان به هر نوع اسباب آرایش، تجملات ظاهری و جلوهگری اطلاق شده است.
مترادف
واژههای فوق همگی در معنای جلوه دادن، آراستگی ظاهری و ابزار زیبایی با پیرایه هممعنی هستند.
هم خانواده
این کلمات همگی از بن فعل فارسی میانه و کهن «پیراستن» مشتق شدهاند.
در جدول
کلمهٔ «پیرایه» دقیقاً دارای ۶ حرف است و در جداول کلمات متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنمای «آرایش و زیور» به کار میرود.
به انگلیسی
این کلمات نزدیکترین معادلهای زبان انگلیسی برای انتقال مفهوم زیور، تزیین و آراستگی ظاهری هستند.
جمعبندی و توضیح کامل پیرایه
واژهٔ «پیرایه» یکی از کلمات اصیل و زیبای زبان فارسی است که ریشه در مفهوم پیراستن دارد. این کلمه در اصل به معنای زیبا کردن یک چیز از طریق حذف زواید و اضافات بوده (مانند هرس کردن)، اما در سیر تحول زبانی خود، معنای عامتری یافته و امروزه به هر نوع اسباب آرایش، تزیین، زیورآلات و تجملات ظاهری اطلاق میشود.
در ادبیات کلاسیک و متون عرفانی ایران، پیرایه جلوهای نمادین دارد؛ این واژه معمولاً به عنوان نمادی از تجملات دنیوی، آرایش ظاهری و تکلف در برابر سادگی، پاکی و حقیقت درونی جان انسان به کار میرود. شاعران بزرگی مانند فردوسی از این مفهوم برای نشان دادن برتری فضایل اخلاقی بر ظواهر مادی استفاده کردهاند، آنجا که میگوید: «ز دانش چو جان ترا مایه نیست / به از خامشی هیچ پیرایه نیست».