یعنی چه
قربانی در اصل به معنی چیزی یا کسی است که برای نزدیک شدن به خدا، یک امر قدسی، یا در راه یک هدف والا و منفعتی بزرگتر فدا میشود. در مناسک دینی به حیوانی (مانند گوسفند، گاو یا شتر) که در راه خدا یا در مراسم عید قربان ذبح میشود، قربانی میگویند. همچنین در کاربرد اجتماعی و مدرن، به فرد آسیبدیده، مقتول یا مجروح در یک حادثه، جنگ یا جرم نیز قربانی گفته میشود.
هم خانواده
این واژه از ریشه عربی «ق-ر-ب» گرفته شده است که مفهوم نزدیکی و تقرب را در خود دارد.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، با توجه به تعداد حروف و طراح جدول، کلماتی مانند فدا، فدیه، ذبیح و اضحیه به عنوان هممعنی قربانی استفاده میشوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به اینکه منظور فداکاری و آیین مذهبی باشد یا آسیبدیدگان یک حادثه، واژگان متفاوتی به کار میرود.
به عربی
واژه قربانی خود ریشه عربی دارد، اما در زبان عربی معاصر برای کشتهشدگان یا آسیبدیدگان حوادث بیشتر از کلمه «ضحية» استفاده میشود.
در قرآن
خود واژهٔ فارسی «قربانی» در قرآن نیامده است، اما واژهٔ همخانوادهٔ آن یعنی «قُرْبان» ۳ بار در قرآن کریم ذکر شده است؛ از جمله در سوره مائده آیه ۲۷ در داستان هابیل و قابیل («إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا») و همچنین در سورههای آلعمران و احقاف. علاوه بر این، مفهوم ذبح مذهبی و فداکاری با واژههای دیگری نظیر «نَحر» (در سوره کوثر)، «هَدی» (در مناسک حج) و «نُسُک» تبیین شده است.
جمعبندی و توضیح کامل قربانی
واژه قربانی ریشه در فرهنگ دینی و زبان عربی دارد و در اصل به هر چیزی اطلاق میشود که مایه تقرب، نزدیکی و پیوند انسان با خداوند یا یک امر مقدس باشد. این مفهوم نمادی از تسلیم، ایثار، گذشت و پا گذاشتن بر تمایلات نفسانی است که تجلی بارز تاریخی آن در داستان حضرت ابراهیم و ذبح فرزندش آشکار میشود.
در سیر تحول زبان، معنای این واژه گسترش یافته و امروزه در بستر حقوقی، اجتماعی و سیاسی نیز به کار میرود. در ادبیات مدرن، قربانی به افراد بیگناهی گفته میشود که در جریان جنگها، جرایم، تصادفات یا حوادث ناگوار دچار آسیب، خسارت یا مرگ شدهاند و مظلومیت را تداعی میکنند.