یعنی چه
عبارت «آفریده است» از نظر دستوری شکل زمان حال کامل (ماضی نقلی) از فعل «آفریدن» برای سومشخص مفرد است. این کلمه به معنای پدید آوردن، ایجاد کردن و خلق کردن چیزی از عدم به کار میرود. همچنین اگر به صورت صفت مفعولی و فعل اسنادی مجزا (آفریده + است) در نظر گرفته شود، به معنای «مخلوق است» یا «ساختهشده است» خواهد بود.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت فعلی به صورت [آفْ رِیْ دَ هْ اَ سْ تْ] است که در زنجیره کلام به صورت روان و متصل ادا میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع، عبارت «آفریده است» دقیقاً یک ترکیب ۹ حرفی است. از مترادفات همطول یا عبارات مشابه آن میتوان برای حل جدول استفاده کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به کاربرد جمله، اگر به عنوان فعل زمان گذشته نقلی به کار رود از ساختار حال کامل و اگر به عنوان صفت مفعولی مجزا باشد از ساختار مجهول یا اسم استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم فعلی این عبارت از فعل ماضی «خَلَقَ» یا ترکیب «قَد خَلَقَ» برای تاکید بیشتر استفاده میشود و در بستر وصفی کلمه «مخلوق» معادل آن است.
به فارسی
معادلهای دقیق و روان این عبارت در زبان فارسی سره و رایج شامل کلماتی چون پدید آورده است، ایجاد کرده است، ساخته است و ابداع نموده است میباشد که همگی مفهوم تکوین و برآوردن از عدم را میرسانند.
در قرآن
خودِ عبارت فارسی «آفریده است» به دلیل ماهیت زبانیاش در متن عربی قرآن وجود ندارد، اما در ترجمههای معتبر فارسی قرآن، به عنوان رساترین معادل برای فعلهایی نظیر «خَلَقَ» (به ویژه در آیات مربوط به آفرینش آسمانها و زمین) به وفور استفاده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل آفریده است
عبارت «آفریده است» یک ترکیب فعلی اصیل در زبان فارسی است که ریشه در پارسی میانه (پهلوی) و واژه āfrīdan دارد. این واژه در سیر تحول زبانی خود از معنای اولیه خشنود کردن و آفرین گفتن، به مفهوم عمیقِ خلق کردن و به وجود آوردن تغییر معنا داده است و امروزه به عنوان مظهر تجلی قدرت تکوین و آغاز هستی شناخته میشود.
از نظر ساختاری، این کلمه در بستر زبان به دو شکل قابل تعبیر است؛ در حالت نخست به عنوان فعل ماضی نقلی برای بیان کاری که در گذشته انجام شده و اثر آن باقی است (مانند خلقت جهان) و در حالت دوم به صورت صفت مفعولی به همراه فعل اسنادی که به معنای مخلوق بودن یک پدیده اشاره دارد.
در ادبیات، عرفان و ترجمههای دینی، این واژه همواره برای توصیف قدرت مطلقه خالق در پدید آوردن جهان از نیستی به هستی کاربرد دارد و کلماتی چون آفرینش، آفریدگار و آفریننده از همخانوادههای برجسته و پرکاربرد آن در زبان فارسی به شمار میروند.