یعنی چه
واژه «اطمار» در اصل یک کلمه عربی و جمعِ واژه «طِمر» است. این کلمه در لغت به لباسها، جامهها یا چادرهای کهنه، فرسوده و مندرسی اشاره دارد که معمولاً غیرپشمین (مانند نخی یا کتانی) هستند. این واژه در ادبیات کلاسیک فارسی و متون مذهبی به عنوان نمادی از فقر، سادهزیستی یا درویشی به کار رفته است.
تلفظ
این کلمه در نقش اسم به صورت اَطمار (Aṭmār) تلفظ میشود که جمعِ طِمر (Ṭimr) است. البته در زبان عربی شکل فعلی آن به صورت اِطِّمار (Iṭṭimār) نیز وجود دارد که معنای کاملاً متفاوتی (مانند جهیدن بر پشت اسب) دارد، اما کاربرد رایج آن در فارسی همان تلفظ اول است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «جامههای کهنه»، «لباسهای مندرس» یا «جمع طمر»، واژه ۵ حرفی «اطمار» مد نظر است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم اطمار در زبان انگلیسی، از واژگانی استفاده میشود که به لباسهای پاره، قدیمی و غیرقابل استفاده اشاره دارند.
به عربی
از آنجا که ریشه این کلمه عربی است، خود واژه «الأطمار» در متون فصیح عربی کاربرد دارد و در زبان روزمره با ترکیباتی نظیر ملابس بالية مترادف است.
در قرآن
واژه «اطمار» به صورت مستقیم در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ با این حال، در متون روایی و مذهبی معتبر نظیر نهجالبلاغه دیده میشود. برای مثال در خطبه هَمّام در توصیف پرهیزکاران آمده است: «وَ قُلُوبُهُمْ فِي الْجِنَانِ، وَ أَجْسَادُهُمْ فِي الْأَطْمَارِ» (دلهایشان در بهشت است و بدنهایشان در لباسهای کهنه).
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و سترگ فارسی، اطمار یا همان جامههای ژنده و فرسوده، نمادی از وارستگی، ترک تعلقات دنیوی، فقر مادی در عین غنای معنوی، و بیاعتنایی به ظواهر فانی دنیا است. عارفان و زاهدان با پوشیدن چنین لباسهایی، تقابل میان درون پاک و بیرون بیتکلف را نشان میدادند.
جمعبندی و توضیح کامل اطمار
واژه «اطمار» یک کلمه اصیل عربی و جمع تکسیر واژه «طِمر» است که به معنای جامهها، لباسها یا چادرهای فرسوده، مندرس و کهنه (غالباً از جنس نخ یا کتان) در فرهنگهای لغت معتبر نظیر دهخدا ثبت شده است. این واژه در متون کهن ادبی و به ویژه در بستر عرفان و تصوف، بار معنایی خاصی پیدا کرده و به عنوان نمادی از فقر اختیاری، زهد، درویشی و بیارزشی مادیات در برابر شکوه معنوی درون به کار میرود.
اگرچه این کلمه در متن قرآن کریم نیامده است، اما کاربرد بلیغ آن در احادیث و متون مذهبی، به ویژه در نهجالبلاغه برای توصیف پارسایانی که به ظاهر خود در دنیا بیاعتنایند اما دلی بهشتی دارند، مشهود است. در بازیها و جدولهای کلمات متقاطع نیز این واژه ۵ حرفی معمولاً به عنوان هممعنی لباسهای پاره و مندرس مورد پرسش قرار میگیرد.