یعنی چه
«قلعه شکسته» در وهله اول نام یکی از دژهای سه گنبدان در نزدیکی تخت جمشید و مرودشت استان فارس است که قدمت آن به دوره ساسانیان میرسد و در آثار ملی ایران ثبت شده است. در معنای لغوی نیز به هرگونه دژ خرابشده، ویران یا ارگ فروریخته پادشاهی اشاره دارد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف، خودِ «قلعه شکسته» (۹ حرف) یا مترادفهای آن نظیر «دژ ویران» است.
به انگلیسی
برای نام بردن از این اثر باستانی از فنوتیپ اسم خاص استفاده میشود و در متون عمومی به دژهای مخروبه اشاره دارد.
به عربی
در زبان عربی جهت اشاره به ماهیت لغوی ترکیب، از واژههای مهدّمه یا مکسوره برای توصیف بنا استفاده میکنند.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی کلمه yıkık به معنای آوار و ویرانه برای توصیف اینگونه قلاع به کار میرود.
نماد چیست
در اساطیر و شاهنامه، دژهای سه گنبدان پارس که قلعه شکسته نیز بخشی از آنهاست، نماد پناهگاه دلیران ایرانزمین و استواری نظامی هستند. در ادبیات منظوم نیز این ترکیب نمادی از پیر شدن تمدنها، گذر بیرحمانه زمان و خرابی پس از شکوه پادشاهی است.
جمعبندی و توضیح کامل قلعه شکسته
عبارت «قلعه شکسته» پیش از آنکه یک ترکیب صفت و موصوفی معمولی در زبان فارسی باشد، یک اسم خاص جغرافیایی و تاریخی ملموس است. این نام اشاره به یکی از سه دژ نظامی و باستانی معروف به «سه گنبدان» در پهنه اساطیری و تاریخی استان فارس (حوالی مرودشت و تخت جمشید) دارد که پیشینه ساخت و کاربرد سترگ آن به دوره شاهنشاهی ساسانیان بازمیگردد و امروزه در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
از دیدگاه لغوی و ادبی نیز، این ترکیب معنای دژ ویران، ارگ فروریخته و مخروبه را متبادر میکند. در فرهنگ عامه و طراحان جدول، این کلمه دقیقاً یک پاسخ ۹ حرفی را میسازد. در ادبیات فارسی نماد استواری دفاعی گذشته و در عین حال آینهای از عبرت زمانه و زوال قدرتهای مادی است که در کوهستانهای پارس پناهگاه شاهان و دلاوران بوده است.