یعنی چه
سوردار در گویشهای شمال ایران (بهویژه مازندرانی و گرگانی) نام محلی درخت سرخدار است. این درخت از گونههای بسیار نادر، همیشه سبز و بازمانده از دوران سوم زمینشناسی در جنگلهای هیرکانی است که چوبی باکیفیت به رنگ سرخرنگِ شاهبلوطی و رشد بسیار کندی دارد.
تلفظ
این واژه در زبان و گویش طبری به صورت سُوردار (Soor-dār) تلفظ میشود که از دو جزء سور و دار تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این مدخل خود واژه ۶ حرفی «سوردار» یا معادلهای آن نظیر سرخدار و سوختال است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی به این درخت European yew گفته میشود و نام علمی خانواده آن Taxus baccata است.
به عربی
در منابع طب سنتی و زبان عربی، معادلهای زرنب و طقسوس برای این گونه درخت سوزنیبرگ به کار میرود.
به فارسی
معادلهای فارسی رسمی و محلی این واژه شامل سرخدار، سرخهدار، سخدار، سوختال (در علیآباد کتول)، سیردار (در رودسر) و نئوج (در سیاهکل) است. واژه «دار» در زبان پهلوی و طبری به معنی درخت است.
نماد چیست
سوردار یا سرخدار به دلیل طول عمر بیش از هزار سال و توانایی جوانه زدن مجدد از تنه درختان مرده و قدیمی، در فرهنگ باستان نماد جاودانگی، حیات پس از مرگ و رستاخیز به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل سوردار
واژه «سوردار» یک اصطلاح اصیل و بومی در گویشهای شمال ایران، به ویژه زبان طبری (مازندرانی و گرگانی) است. این کلمه از ترکیب دو بخش «سور» (به نشانه رنگ سرخ چوب و میوه) و «دار» (واژه کهن به معنی درخت) ساخته شده و مستقیماً به درخت شگفتانگیز و کهنسال «سرخدار» اشاره دارد.
درخت سوردار یکی از نادرترین سوزنیبرگان همیشه سبز جهان است که بازمانده دوران سوم زمینشناسی در جنگلهای هیرکانی محسوب میشود. این درخت به دلیل رشد فوقالعاده کند، چوب مرغوب مایل به سرخ و طول عمر بالای هزار سال، جایگاه ویژهای در طبیعت و فرهنگ بومی منطقه دارد.
در باورهای اساطیری و کهن، سوردار به دلیل توانایی بینظیرش در ریشهدوانی مجدد شاخهها و جوانه زدن از میان تنههای پوسیده قدیمی، به عنوان نماد بارز حیات ابدی، تولد دوباره و جاودانگی شناخته میشود.