یعنی چه
این عبارت از دو بخش عربی «بلا» (بدونِ/بی) و «لسان» (زبان) تشکیل شده است و به انسان، حیوان یا هر موجودی اشاره دارد که زبان سخن گفتن ندارد یا در حالت سکوت و خاموشی مطلق قرار گرفته است. واژهای کلاسیک و ادبی است.
تلفظ
تلفظ دقیق این ترکیب به صورتِ بِلا لِسان (be-lā le-sān) است که در آن هر دو حرف ب و ل دارای کسره هستند.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این عبارت خودِ «بلا لسان» با ۷ حرف است. همچنین معادلهای آن نظیر گنگ یا ابکم نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای بیان مفهوم بیزبانی یا ناتوانی در صحبت کردن در زبان انگلیسی از این واژهها استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی علاوه بر خودِ ترکیبِ بلا لسان، واژه «ابکم» دقیقترین معادل برای شخص بیزبان و لال است.
به فارسی
معادلهای دقیق و اصیل فارسی این عبارت شامل واژههای بیزبان، گنگ، لال و در برخی متون متناسب با سیاق، خاموش یا بیصدا است.
در قرآن
ترکیبِ خاصِ «بلا لسان» در متن قرآن عیناً به کار نرفته است؛ اما واژه «لسان» به معنی زبان یا گویش ۲۵ بار (مانند اختلاف السنتکم) ذکر شده است. همچنین قرآن برای اشاره به شخص بیزبان و لال از واژه «أبکم» استفاده کرده است.
جمعبندی و توضیح کامل بلا لسان
عبارت «بلا لسان» یک ترکیب مأخوذ از زبان عربی است که از پیشوند نفی «بِلا» (به معنی بدونِ) و اسم «لِسان» (به معنی زبان) ساخته شده است. این اصطلاح در ادبیات فارسی به معنای بیزبان، لال، گنگ و کسی که توانایی یا رخصت سخن گفتن ندارد، به کار میرود و نباید آن را با واژه «بَلَسان» (نوعی گیاه و صمغ معطر) یا عبارت قرآنی «بِلِسانٍ» (به زبانِ...) اشتباه گرفت.
در متون کهن و عرفانی، این اصطلاح گاه به صورت استعاری برای موجودات غیرناطق مانند حیوانات یا حتی حالتِ تسلیم و سکوت اختیاری عارف در برابر حقیقت مطلق استفاده شده است. از نظر ساختاری، این ترکیب در جدول کلمات متقاطع یک عبارت ۷ حرفی به شمار میآید.
در نمادشناسی فرهنگ عامه، مفهوم بیزبان بودن معمولاً با نمادهایی چون ماهی (به دلیل بیصدا بودن) یا اموجی میمون دهانبسته (نماد سخن ناروا نگفتن) تداعی میشود، هرچند که در این ترکیب معنای اصلی همان نداشتنِ ابزار یا توانایی تکلم است.