یعنی چه
این عبارت ترکیبی و توصیفی به معنای عهدشکنان و کسانی است که پیمانهای مؤکد خود را زیر پا میگذارند. در واژهشناسی، «نقض» به معنی باز کردن گره یا سست کردن یک بنای محکم، «عهد» به معنی قرارداد و تعهد، و «میثاق» پیمان استوار و همراه با سوگند است. بنابراین، ناقضین عهد و میثاق به افراد یا گروههایی اطلاق میشود که آگاهانه و با بیوفایی، توافقات رسمی و عقیدتی خود را باطل میکنند.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت [ناقِضینِ عَهْدْ وَ میثاق] است که از سه واژه با ریشههای عربی تشکیل شده و در زبان فارسی به عنوان یک صفت یا عبارت ترکیبی استفاده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت دقیقاً خود «ناقضین عهد و میثاق» با ۱۵ حرف است. برای تعداد حروف کمتر، گزینههایی چون پیمانشکنان، عهدشکنان یا ناکثین مد نظر قرار میگیرند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی، برای رساندن مفهوم دقیق شکستن میثاق و پیمانهای رسمی از واژگان تخصصی covenant-breakers یا violators استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق و اصیل این واژه در زبان فارسی شامل پیمانشکنان، عهدشکنان، نقضکنندگان پیمان، خائنین به میثاق و میثاقشکنان است. واژههای متضاد آن نیز وفاداران، پایبندان به عهد و موفون بالعهد هستند.
در قرآن
اگرچه خود این ترکیبِ اسمی به صورت یکجا در متن قرآن نیامده، اما فعل و وصف آن بارها با لحن ملامتآمیز ذکر شده است؛ از جمله در آیه ۲۷ سوره بقره: «الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ» (کسانی که عهد خدا را پس از محکم ساختن آن میشکنند). این عمل در قرآن از گناهان بزرگ اخلاقی قلمداد میشود.
جمعبندی و توضیح کامل ناقضین عهد و میثاق
عبارت «ناقضین عهد و میثاق» ترکیبی توصیفی و دارای بار معنایی عمیقِ اخلاقی، حقوقی و مذهبی است. این اصطلاح به طور کلی به هر فرد، گروه یا جریانی اشاره دارد که به قراردادها، عهدها و سوگندهای استوار خود وفادار نمانده و پس از محکم کردن رابطه حقوقی یا معنوی، آن را به صورت یکطرفه باطل میکنند.
از دیدگاه ریشهشناسی، تقارن سه واژه «نقض»، «عهد» و «میثاق» نشاندهنده یک گسست بزرگ در اعتمادسازی است؛ چرا که میثاق صرفاً یک قول ساده نیست، بلکه تعهدی همراه با تاکید، وثیقه یا سوگند به شمار میرود. شکستن چنین پیوندی، در تمامی جوامع و مکاتب اخلاقی مایه فروپاشی اعتماد اجتماعی و معنوی قلمداد میشود.
در بستر مذهبی و تاریخی، این اصطلاح علاوه بر کاربردهای عمومی قرآنی در توصیف کسانی که پیمانهای الهی و انسانی را میشکنند، در برخی اصطلاحات تاریخ ادیان (مانند بهائیت) نیز کاربرد خاص یافته و به افرادی اطلاق شده است که علیه تشکیلات مرکزی یا جانشینان قانونی آن برخاسته و عهد خود را شکستهاند.