یعنی چه
«حاکم شد» یک فعل مرکب در زبان فارسی است که در چند معنای اصلی به کار میرود: نخست، به معنی به قدرت رسیدن و آغاز فرمانروایی یک شخص یا گروه بر یک سرزمین؛ دوم، به معنی چیره شدن، مسلط شدن و فراگرفتن یک حالت یا فضا (مانند عبارت «سکوت بر اتاق حاکم شد»)؛ و سوم، در بافت حقوقی به معنای صادر شدن حکم دادگاه به نفع یکی از طرفین دعوا یا پیروزی در محاکمه.
تلفظ
این عبارت از دو واژه تشکیل شده است: «حاکِم» با کسرِ حرف کاف [hā-kem] و «شُد» با ضمهٔ شین [šod].
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ واژههایی مانند «چیره شد» یا «مسلط گشت» میتواند عبارت ۶ حرفی «حاکم شد» باشد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، در زبان انگلیسی از افعالی که نشاندهنده اقتدار یا تسلط فضایی هستند استفاده میشود.
به عربی
واژه حاکم خود ریشه عربی دارد و افعالی مانند حَکَمَ دقیقترین معادل برای آن هستند.
در قرآن
خودِ عبارت فعلی «حاکم شد» یا واژه «حاکم» به صورت مفرد در قرآن نیامده است؛ اما ریشه ثلاثی مجرد آن (حکم) در قالب کلماتی چون «حُکّام» (قاضیان) در آیه ۱۸۸ سوره بقره و صفت الهی «أَحْکَمُ الْحاکِمین» (بهترینِ داوران) در آیه ۸۵ سوره اعراف به چشم میخورد که بر مفاهیمی نظیر داوری عادلانه، استواری و حاکمیت مطلق خدا دلالت دارد؛ مانند آیه شریفه «إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ».
جمعبندی و توضیح کامل حاکم شد
عبارت «حاکم شد» یک فعل مرکب کاربردی در زبان فارسی است که از ترکیب اسم فاعل عربی «حاکم» (از ریشه حکم به معنای داوری و منع برای اصلاح) و فعل پساوند پارسی «شد» ساخته شده است. این واژه دایره معنایی گستردهای دارد که از سیاست و حکومتداری تا توصیف حالات روحی و محیطی را در بر میگیرد.
در کاربردهای روزمره و ادبی، وقتی میگوییم فضایی بر جامعه یا محیطی حاکم شد، به معنای غلبه، استیلا و چیرگی کامل آن وضعیت (مثل سکوت، قانون یا آرامش) بر کل مجموعه است. این واژه از نظر نمادین معمولاً با مفاهیمی همچون ترازو (به نشانه عدل)، عصای سلطنت (به نشانه قدرت) و برقراری نظم در برابر بینظمی پیوند خورده است.