یعنی چه
خماشه در اصطلاح به زخمها و خراشهای سطحی پوست (مانند اثر ناخن یا خار) گفته میشود که عمق کمی دارند و در فقه ارش یا دیه معینی برای آنها تعیین نشده است. همچنین در معنای دوم، به ریزهها، تراشهها، خاشاک و فضولات حاصل از کار با چوب یا پارچه اشاره دارد که نماد ناچیزی و بیارزشی است.
تلفظ
این واژه بر حسب کاربرد به دو صورت تلفظ میشود؛ در متون فقهی و پزشکی به صورت خَماشه (با فتح خ) به معنی خراش، و در متون ادبی و لغوی قدیم معمولاً به صورت خُماشَه (با ضم خ) به معنی ریزه و خاشاک ضبط شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، کلمه خماشه به عنوان پاسخ برای طراحانی که به دنبال واژهای ۵ حرفی با مفهوم جراحت خفیف، زخم سطحی یا خردهریز و خاکروبه هستند، کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه در متن حقوقی-پزشکی به کار رفته باشد یا متن ادبی، معادلهای انگلیسی آن از خراشهای پوستی تا ضایعات و خردهریزهای چوب و پارچه متغیر است.
به فارسی
برابرهای دقیق فارسی این کلمه در معنای نخست «خراش»، «جراحت خفیف» و «خدش» است و در معنای دوم میتوان از واژههایی چون «خلاشه»، «خاشاک»، «ریزهها» و «تراشه» استفاده کرد.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و اخلاقی، خماشه به عنوان نمادی از امور ناچیز، بیمقدار و مادیات فانی دنیا به کار میرود که در برابر حقیقت بزرگ هستی ارزشی ندارند؛ مانند تقابل خار و خماش با درختان بزرگ در شعر ناصرخسرو.
جمعبندی و توضیح کامل خماشه
واژه «خماشه» یک کلمه وامگرفته از زبان عربی (از ریشه خمش به معنی خراشیدن پوست با ناخن) است که دو کاربرد و معنای متمایز را در زبان فارسی طی کرده است. در حوزه نخست که بیشتر جنبه فقهی، حقوقی و پزشکی قدیم دارد، خَماشه به جراحتها و زخمهای سطحی اطلاق میشود که آسیب جدی به بدن وارد نکردهاند و به دلیل سطحی بودن، دیه مقدر و مشخصی در قانون برای آنها بار نمیشود.
در حوزه دوم که رنگ و بوی ادبی و کهن دارد، این واژه به صورت خُماشه یا خماش به معنی ریزهها، خاشاک، فضولات بریدن درختان و پارچهها به کار رفته است. شاعران بزرگی همچون ناصرخسرو از این معنا برای تصویرسازی تقابل میان انسانهای حکیم و اصیل (درختان) با افراد بیمایه و عامی (خار و خماش) بهره بردهاند.
امروزه این واژه در زبان عامیانه و گفتاری روزمره فارسی کاربردی ندارد و جای خود را کاملاً به کلماتی چون خراش، زخمی شدن یا خاشاک داده است؛ با این حال، کماکان شناخت آن برای درک متون کهن فقهی، لغتنامههای حقوقی و اشعار کلاسیک صبغه اهمیت دارد.