یعنی چه
تفاخر در لغت به معنای فخر فروختن، خودبزرگبینی، یا برتریجویی در برابر دیگران است؛ این امر معمولاً به شکل رقابت در نشان دادن افتخار، نسب، مال یا مقام میان دو یا چند نفر جلوه میکند.
هم خانواده
واژگان همخانواده تفاخر همگی از ریشه عربی (ف-خ-ر) مشتق شدهاند و بر مفاهیم بزرگی، بالیدن و خودستایی دلالت دارند.
تلفظ
این واژه بر وزن مصدر باب تفاعل تلفظ میشود که نشاندهنده مشارکت و انجام کاری دوطرفه است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ اصلی برای این مفهوم واژه ۵ حرفی «تفاخر» است. از کلمات مترادفی چون مباهات و نازش نیز استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژههای Boasting و Mutual bragging برای رساندن مفهوم فخرفروشی متقابل دقیقترین معادلها هستند.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد و در زبان عربی فصیح نیز دقیقاً به همین صورت و به معنی مباهاة و فخرفروشی دوطرفه به کار میرود.
به فارسی
معادلهای روان فارسی برای این کلمه شامل فخرفروشی، نازش، خودستایی، لافزنی و دگربزرگبینی هستند.
در قرآن
واژه «تفاخر» دقیقاً ۱ بار در قرآن کریم در آیه «اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ...» (سوره حدید، آیه ۲۰) آمده است. البته دیگر مشتقات این ریشه مانند «فخور» نیز ۵ بار تکرار شدهاند که همگی در نکوهش این صفت اخلاقی هستند.
نماد چیست
در متون اخلاقی و ادبی، کوزه سفالی خالی (الفخّار) نماد تفاخر است؛ چرا که در آتش پخته و سخت شده اما درونش تهی است و با ضربهای کوچک، سروصدای زیادی ایجاد میکند. همچنین طاووس نمادی از خودنمایی و تفاخر به ظاهر قلمداد میشود.
جمعبندی و توضیح کامل تفاخر
واژه تفاخر از ریشه عربی «ف-خ-ر» و بر وزن باب تفاعل است که به معنای فخرفروشی، خودستایی و مباهات متقابل میان افراد دلالت دارد. این مفهوم در فرهنگ عامه و متون اخلاقی به عنوان یک صفت ناپسند اجتماعی شناخته میشود که در آن اشخاص به مال، نسب، جایگاه یا مکارم خود بر دیگران میبالند و به نوعی به رقابت در برتریجویی دست میزنند.
در قرآن کریم این واژه صراحتاً در سوره حدید به عنوان یکی از ویژگیهای فانی و مذموم زندگی دنیا شمرده شده است. در ادبیات نمادین، انسان متفاخر به کوزه سفالی توخالی تشبیه میشود که به خاطر تهی بودن، سر و صدای زیادی تولید میکند و در برابر «تواضع» و «افتادگی» قرار میگیرد.