یعنی چه
این واژه صفت مرکب فاعلی (مخفف گوهربار) است. در ادبیات فارسی کاربردهای مجازی متعددی دارد؛ بیش از همه برای توصیف کلام و سخنان حکیمانه، بلیغ و گرانقدر (مانند سخنان گهربار) استفاده میشود. همچنین در شعر کلاسیک، به نشانهٔ تشبیه قطرات اشک به گوهر، به چشم یا ابردامان گریان و اشکبار نیز گهربار میگویند.
مترادف
واژههای فوق در سیاقهای مختلف ادبی و زبانی میتوانند به عنوان هممعنی و مترادف این کلمه به کار روند.
ریشه
این واژه ریشه در زبانهای ایرانی دارد و ترکیبی است از واژهٔ پهلوی/اوستایی «گوهر» (به معنی سنگ قیمتی، اصل و جوهر) و بن مضارع «بار» از مصدر باریدن که در این ترکیب افادهٔ معنی دارنده، بارنده یا افشاننده میکند.
تلفظ
تلفظ این واژه با ضمهٔ گاف، فتحهٔ هاء، سکون راء، باء کشیده و سکون راء پایانی است.
در جدول
کلمهٔ «گهربار» دقیقاً دارای ۶ حرف است و معمولاً در پاسخ به طراحان جدول برای راهنماهایی چون «بارندهٔ گوهر» یا «سخن فصیح و ارزشمند» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه در چه متن و سیاقی (اشاره به ارزش، فصاحت کلام یا مروارید اشک) به کار رفته باشد، معادل انگلیسی آن متفاوت خواهد بود.
به عربی
در ترجمه به زبان عربی، به دلیل نبود معادل تککلمهای دقیق برای این ترکیب صفت فاعلی فارسی، از صفات ارزشمندی یا ترکیبات وصفی بلاغی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل گهربار
واژهٔ «گهربار» یکی از ترکیبات اصیل و زیبای زبان فارسی است که از درآمیختن «گوهر» و بن مضارع «بار» (باریدن) پدید آمده است. این کلمه در اصل به معنای بارنده و افشانندهٔ سنگهای قیمتی است، اما در درازنای تاریخ ادبیات فارسی، هویت و کارکردی کاملاً مجاز و استعاری یافته است.
بیشترین کاربرد این واژه در زبان امروز، توصیف سخنان، پندها و کلام بزرگان است که به سبب عمق، حکمت و ارزشمندی بالا به گوهرهای باریده شده تشبیه میشوند. علاوه بر آن، در اشعار کلاسیک به چشمان گریان عاشق که قطرات اشک ارزشمندش مانند مروارید سرازیر میشود، چشم گهربار میگویند که نشاندهندهٔ پیوند عمیق تصویرسازیهای طبیعی با مفاهیم احساسی در زبان فارسی است.