یعنی چه
اراده الهی به معنای خواست و تصمیم پروردگار برای ایجاد یا عدم ایجاد یک پدیده در جهان (تکوینی) یا وضع یک قانون و تکلیف برای بندگان (تشریعی) است. در کلام اسلامی، اراده بالاترین سطح فاعلیت خداست که بر اساس علم و مصلحت به وقوع میپیوندد و منشأ وقوع همه پدیدهها و قوانین جهان است. این واژه کلاسیک و عقیدتی است و نیازی به مثال روزمره مدرن ندارد.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت «اِ رادِ هِ اِ لاهی» است که از دو بخش «اراده» (مصدر باب افعال) و «الهی» (منسوب به إله) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح دقیقاً «اراده الهی» با ۹ حرف است. همچنین واژههای متراف دیگری مانند «مشیت» نیز ممکن است مد نظر باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی رایجترین معادلها برای این اصطلاح عقیدتی و فلسفی، Divine Will و Will of God هستند.
به عربی
در زبان و متون کلامی عربی، از عبارات الإرادة الإلهية و مشيئة الله برای بیان این مفهوم استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق و روان فارسی این اصطلاح شامل «خواست خدا»، «مشیت الهی»، «فرمان ربانی» و «کام خدا» است.
در قرآن
لفظ اراده و مشتقات آن ۱۳۷ بار در قرآن کریم به کار رفته است. قرآن اراده الهی را به دو بخش کلی تقسیم میکند: ۱. اراده تکوینی (خلق و ایجاد) که تخلفناپذیر است و به محض تعلق گرفتن محقق میشود (مانند آیه ۸۲ سوره یس: «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذا أَرَادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ»). ۲. اراده تشریعی (قانونگذاری و تکالیف) که خواست خداوند برای هدایت بندگان است و انسانها در پذیرش آن مختارند (مانند آیه ۱۸۵ سوره بقره: «یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلَا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ»).
جمعبندی و توضیح کامل اراده الهی
«ارادهٔ الهی» یکی از مفاهیم بنیادین الهیات، کلام اسلامی و فلسفهٔ دین است که به خواست، مشیت و تصمیم مطلق خداوند برای تحقق یا عدم تحقق امور در عالم اشاره دارد. این مفهوم نشاندهنده بالاترین سطح فاعلیت پروردگار است که همواره بر پایه علم الهی و مصلحت سنجیده رقم میخورد و در ادبیات عرفانی گاه با تعابیری چون «لوح و قلم» یا «قلم صنع» از آن یاد میشود.
در متون قرآنی و تفسیری، این اراده به دو ساحت «تکوینی» و «تشریعی» تقسیم میشود؛ اراده تکوینی مربوط به آفرینش و تقدیر امور است که هیچگونه تخلفی در آن راه ندارد و به محض فرمان الهی محقق میشود، در حالی که اراده تشریعی به وضع قوانین، هدایت و تکالیف دینی اختصاص دارد که انسانها با بهرهگیری از نیروی اختیار خود میتوانند آن را بپذیرند یا از آن سرپیچی کنند.