یعنی چه
در فرهنگ عامه و ادبیات عامیانه تهران قدیم، این اصطلاح در اصل به یک نوع اسباببازی سنتی کوچک و ارزانقیمت (شبیه به یک جعبه آکاردئونی یا فانوسی پوستهای) ملقب بوده است که با فشار دادن آن، صدایی شبیه به پارس سگ تولید میشد. دستفروشان دورهگرد با تکان دادن آن و فریاد زدنِ «وغ وغ صاحاب!»، کودکان را به دور خود جمع میکردند. امروزه در تعبیر کنایی و زبان محاورهای، به فردی اطلاق میشود که مدام، بیهوده و با صدای بلند داد و قال راه میاندازد یا بدون اندیشه، دائماً نق میزند و اعتراضهای توخالی و آزاردهنده میکند.
تلفظ
این عبارت در گویش عامیانه به صورت «وَغ وَغ صاحاب» (vagh vagh sâhâb) نیز تلفظ و شنیده میشود.
در جدول
در مسابقات شرح در متن و جداول کلمات متقاطع، پاسخ دقیق برای اسباببازی قدیمی صدادار یا کنایه از آدم پر سروصدا، واژه ۸ حرفی «وق وق صاحب» است.
به انگلیسی
برای بخش اسباببازی واژه Squeaker به معنای وسیله صدادار و برای کاربرد مفهومی و کنایی آن از تعابیری چون Noisy person استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای توصیف این حالت کنایی از واژه «صخّاب» که به فرد بسیار پر سر و صدا و غوغاکننده اشاره دارد، بهره میبرند.
به فارسی
معادلهای فارسی رسمی و عامیانه آن شامل جیغجیغو، پرسروصدا، دادوبیدادکن، هوچی، و واقواقکننده است که همگی مفهوم هیاهوی بیمحتوا را منتقل میکنند.
در قرآن
این ترکیب کاملاً برخاسته از تداول عامیانه فرهنگ شهری و فولکلور فارسی معاصر است و هیچگونه ریشه، معادل یا کاربردی در آیات قرآن کریم ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل وق وق صاحب
اصطلاح «وق وق صاحب» (که در زبان توده به صورت وغوغ صاحاب نیز نوشته و ادا میشود) ترکیبی اصیل از فرهنگ فولکلور و عامیانه تهران قدیم است. ریشه تاریخی این واژه به دستفروشان دورهگرد و اسباببازیهای ارزانقیمت آکاردئونی بازمیگردد که با فشردن آنها صدایی شبیه به پارس سگ (وقوق/وغوغ) برمیخواست و دستفروشان برای جلب توجه کودکان، عبارت «وغ وغ صاحاب» را فریاد میزدند. این اصطلاح چنان در حافظه جمعی تثبیت شد که صادق هدایت نیز کتاب طنز و انتقادی معروف خود را با هجای دگرگونشده «وغوغ ساهاب» نامگذاری کرد.
امروزه کاربرد این واژه از لایه تاریخی خود فراتر رفته و به عنوان یک آرایه کنایی در زبان محاوره به کار میرود. این اصطلاح نماد اعتراضهای توخالی، وراجیهای بیهوده، داد و فریادهای بیمحتوا و افرادی است که بدون منطق و صرفاً برای جلب توجه یا ابراز مخالفت، سر و صدا به پا میکنند. در فرهنگ لغات معیار مانند دهخدا نیز این ترکیب به عنوان یک مدخل ارجاعی و عامیانه شناخته میشود که ریشه در اسامی صوت (نامآوا) دارد.