یعنی چه
محجنة در لغت به معنای هر نوع چوب، عصا یا ابزاری است که سر آن کج، خمیده و به شکل قلاب باشد؛ مانند عصای چوپانی یا ابزاری که برای کشیدن و نزدیک کردن اشیاء دور از دسترس به کار میرود.
تلفظ
این کلمه بر وزن اسم آلت (مِفْعَلَة) تلفظ میشود و ساختار فصیح آن به صورت مِ-حْ-جَ-نَ-ه است.
در جدول
در پاسخ به سؤالات جدول کلمات متقاطع با عنوان عصای سرکج، چوب دستهای که سر آن خمیده است یا ابزار قلابدار، واژه ۵ حرفی «محجنة» یا واژه ۴ حرفی «محجن» به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این نوع ابزار و عصاهای انحنادار، بسته به کاربرد مذهبی، چوپانی یا عمومی از این واژگان استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در این زبان به ابزارهای چوبی دارای انحنا و کجی در رأس اطلاق میشود.
به فارسی
برگردان دقیق این واژه در زبان فارسی شامل تعابیری چون عصای کج، چوبدست قلابدار و در برخی کاربردهای مشابه، صولجان یا همان چوب چوگان است.
در قرآن
عین واژه محجنة در آیات قرآن ذکر نشده است؛ اما در متون روایی و احادیث اسلامی کاربرد دارد؛ برای نمونه نقل شده است که پیامبر اسلام (ص) در هنگام طواف کعبه، با عصای سرکج خود (مِحنَة/مِحجَن) به حجرالاسود اشاره میکردند.
جمعبندی و توضیح کامل محجنة
واژه «محجنة» یک اسم آلت اصیل عربی از ریشه «ح ج ن» است که مفهوم اصلی آن به کجی، انحنا و خمیدگی بازمیگردد. این کلمه در اصطلاح به هر نوع عصا یا چوبدستی گفته میشود که انتهای آن به صورت قلابدار یا کج ساخته شده باشد تا بتوان به کمک آن گوسفندان را هدایت کرد یا اشیاء را از دور کشید.
اگرچه این واژه در متن قرآن کریم نیامده است، اما در تاریخ اسلام و احادیث شریف نبوی به عنوان ابزاری در دست پیامبر (ص) هنگام طواف یا مدیریت امور نام برده شده است. در فرهنگ عامه و ادبیات نیز این ابزار نمادی از هدایتگری، شبانی و کنترل محسوب میشود.