یعنی چه
مذاب به هر ماده جامدی (بهویژه فلزات و سنگها) گفته میشود که در اثر دریافت گرمای شدید و بالا، تغییر حالت داده و به شکل مایع درآمده باشد.
متضاد
واژههایی که مفهوم نقطه مقابلِ روانی، ذوبشدگی و مایع بودن بر اثر حرارت را رسانده و بر سختی و انجماد دلالت دارند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سه حرفی عربی «ذ - و - ب» مشتق شدهاند یا در زبان فارسی با واژه ذوب ترکیب گشتهاند و مفهوم حل شدن و مایع شدن را در خود دارند.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه «مذاب» دقیقاً ۴ حرف دارد و معمولاً در پاسخ به راهنماهایی چون «گداخته» یا «فلز آبشده» به کار میرود.
به انگلیسی
در متون علمی و عمومی انگلیسی، واژه Molten دقیقترین معادل برای اشاره به حالت گداخته مواد در دمای بالا است.
به عربی
واژه مذاب خود ریشه عربی دارد و اسم مفعول از باب افعال (إذابة) است. در زبان عربی معاصر، کلمه «مصهور» نیز کاربرد علمی فراوانی برای فلزات گداخته دارد.
به فارسی
برگردانها و واژههای اصیل فارسی که دقیقاً معنای مایع شدن ماده سخت در اثر گرما را بازگو میکنند، شامل گداخته و آبشده هستند.
جمعبندی و توضیح کامل مذاب
واژه «مذاب» یک صفت و اسم مفعول برگرفته از ریشه عربی «ذوب» است که وارد زبان فارسی شده و به هر ماده جامدی اشاره دارد که در اثر حرارت بسیار بالا تغییر فاز داده و به حالت مایع درآمده است. این واژه در علوم طبیعی برای توصیف سنگهای آتشفشانی (ماگما و لاوا) و در صنایع متالورژی برای اشاره به فلزات حرارتدیده در کورهها کاربرد فراوانی دارد.
اگرچه خود این واژه با همین رسمالخط در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم مترادف آن مانند «عین القِطر» (چشمه مس ذوبشده) و «المُهْل» (فلز گداخته) در بیان معجزات الهی و توصیف سختیهای دوزخ به چشم میخورند. در ادبیات فارسی نیز شاعران گاهی از این کلمه به صورت استعاری برای نشان دادن شدت عشق، اندوه فراوان یا اشکهای سوزان استفاده کردهاند.
در بازیهای فکری و جدول کلمات متقاطع، مذاب به عنوان یک پاسخ چهار حرفی شناخته میشود که معمولاً در برابر کلماتی نظیر گداخته، مایعشده یا آبشده قرار میگیرد و نقطه مقابل واژههایی چون جامد و منجمد است.