یعنی چه
این اصطلاح زمانی به کار میرود که یک واژه دارای دو معنای عام و خاص باشد و گوینده یا نویسنده بخواهد دقیقاً بر روی معنای محدودتر، ویژهتر و اصطلاحیتر آن دست بگذارد. به عنوان مثال، در علوم اسلامی «الهیات بالمعنی الاخص» صرفاً به بحث درباره ذات و صفات خداوند میپردازد، در حالی که معنای اعم آن شامل کل احکام هستی است.
تلفظ
این عبارت ترکیبی عربی است که در زبان فارسی معمولاً به صورت «بِالمَعنَی الاَخَصّ» با سکون روی نون و تشدید روی صاد تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این عبارت در جدول خودِ «بالمعنی الاخص» با ۱۲ حرف است. همچنین ممکن است به عنوان راهنمای سؤالاتی با مفهوم «به طور خاص» یا «دقیقتر» بیاید.
به عربی
در زبان عربی این ترکیب یک قید یا وصف ترکیبی (جار و مجرور، مضافالیه و صفت) است که برای محدود ساختن دلالت یک لفظ استفاده میشود.
به فارسی
در برگردانهای روان فارسی، به جای استفاده از این ترکیب عربی، از عباراتی مانند «به طور خاص»، «منحصراً»، «دقیقتر» یا «به معنای ویژه» استفاده میشود.
در قرآن
اصطلاح «بالمعنی الاخص» یک اصطلاح فنی، انتزاعی و برآمده از علوم منطق، فلسفه و اصول فقه در دورانهای بعد است؛ با این حال، مفهوم تخصیص (محدود کردن معنای عام به خاص) در تفاسیر و اصول فقه قرآنی کاربرد گستردهای دارد.
نماد چیست
در منطق و روششناسی علمی، این عبارت نشانه تفکیک دلالتهای لفظی و مشخص کردن مرزهای دقیق یک مفهوم است تا از مغالطه و اشتباه گرفته شدن معنای عام با معنای خاص جلوگیری شود.
جمعبندی و توضیح کامل بالمعنی الاخص
عبارت «بالمعنی الاخص» یک اصطلاح ترکیبی عربی است که کاربرد گستردهای در متون منطقی، فلسفی، فقهی و اصولی زبان فارسی دارد. این اصطلاح زمانی استفاده میشود که یک واژه یا مفهوم دارای دو لایه معنایی باشد: یک معنای وسیع و گسترده (عام) و یک معنای دقیق و محدود (خاص). استفاده از این عبارت به مخاطب هشدار میدهد که منظور نویسنده، دقیقاً همان لایه محدودتر و تخصصیتر واژه است.
به عنوان یک مثال سنتی، فیلسوفان واژه «الهیات» را به دو بخش تقسیم میکنند؛ الهیات بالمعنی الاعم که درباره کل احکام هستی و وجود صحبت میکند، و الهیات بالمعنی الاخص که منحصراً به ذات و صفات خداوند اختصاص دارد. در زبان فارسی امروزی، به جای این ترکیب، بیشتر از تعابیری همچون «به طور اخص»، «خاصتر» یا «به معنای ویژه» استفاده میشود تا متن روانتر باشد.