یعنی چه
در اصطلاح فقهی و حقوق مدنی، سبب مملک به هر نوع عمل حقوقی (مانند عقد بیع و هبه) یا واقعه حقوقی (مانند ارث و حیازت مباحات) گفته میشود که به موجب قانون، مالکیت جدیدی را برای شخص ایجاد کرده یا مالکیتی را از فردی به فرد دیگر منتقل میکند. این اصطلاح در ماده ۳۶ قانون مدنی ایران نیز مورد اشاره قرار گرفته است.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه عربی تشکیل شده و به صورت «سَبَبِ مُملِک» (با کسر لام به معنای مالککننده) یا «سَبَبِ مُملَک» (با فتح لام به معنای مایه ملکیت) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول «سبب مملک» است که از ۷ حرف (بدون احتساب فاصله) تشکیل شده است.
به انگلیسی
در متون حقوقی انگلیسی برای اشاره به این مفهوم از عبارات فوق استفاده میشود که همگی مبنا و منشا قانونی تملک را میرسانند.
به عربی
این اصطلاح ریشه در فقه اسلامی و حقوق عربی دارد و به همین صورت یا با تغییرات جزیی در عبارات فقهی به کار میرود.
به فارسی
معادلهای روان و سره فارسی برای این اصطلاح ترکیبی، «موجب مالکیت»، «عامل تملک» یا «منبع مالکیت» است که مفهوم پدیدآورنده حق مالکیت را به وضوح منتقل میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل سبب مملک
اصطلاح «سبب مملک» یکی از مفاهیم کلیدی و بنیادی در حقوق مدنی و فقه اسلامی است. این عبارت عملاً به هر ابزار، قرارداد یا رویداد قهری اشاره دارد که مشروعیت تملک یک دارایی را پدید میآورد. به عنوان مثال، وقتی فردی کالایی را میخرد (بیع)، مالی را هدیه میگیرد (هبه) یا اموالی را از طریق ارث به دست میآورد، هر یک از این رفتارها و وقایع، یک «سبب مملک» به شمار میروند که رابطه مالکیت جدیدی را بین شخص و مال ایجاد میکنند.
این واژه از منظر لغوی ریشه در زبان عربی دارد و از ترکیب «سبب» (علت) و «مملک» (مالککننده) ساخته شده است. اگرچه خود این ترکیب ساختاریافته به طور مستقیم در متن قرآن مجید نیامده، اما ریشههای آن و مصادیق بارز آن مثل تجارت تراضی در آیات الهی تایید شدهاند. در کاربردهای جدولنویسی و اصطلاحات فقهی، این کلمه نمادی از انتقال مشروع و قانونی داراییهاست و متضاد مستقیم آن در حقوق، مواردی مانند اسباب سقوط یا زوال مالکیت تلقی میشود.