یعنی چه
در زبان فارسی، ناتوان به فرد یا چیزی اطلاق میشود که فاقد نیرو، قدرت جسمی، روحی یا مالی باشد. این صفت مرکب نشاندهنده عدم توانایی در انجام امور است.
مترادف
واژههای فوق در بافتهای مختلف لغوی و ادبی میتوانند به عنوان جانشین برای کلمه ناتوان استفاده شوند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده داشتن قدرت، بنیه کافی و توانایی کامل در ابعاد جسمانی یا اعتباری هستند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در زبان فارسی با کشیدگی آوای «نا» به عنوان پیشوند سلبی و «توان» به عنوان بنمایه اصلی صورت میگیرد.
در جدول
واژه ناتوان دقیقاً از ۶ حرف (ن + ا + ت + و + ا + ن) تشکیل شده است و از پاسخهای کلیدی در حل جدول محسوب میشود.
به انگلیسی
بسته به بافت متن و نوع ناتوانی (جسمی، حرکتی یا عدم توانایی در انجام یک فعل خاص)، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای آن وجود دارد.
به عربی
در زبان عربی و متون دینی، مفاهیم مرتبط با ناتوانی انسان بیشتر با ریشههای «عجز» و «ضعف» بیان میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل ناتوان
واژه «ناتوان» یک صفت مرکب اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند نفی «نا-» و اسم یا بنمایه «توان» (برآمده از مصدر توانستن و ریشه پهلوی tuvān) ساخته شده است. این کلمه در طول تاریخ ادبیات فارسی نه تنها برای اشاره به سستی و کمزوری جسمانی، بلکه برای توصیف احوال بیماران (تن ناتوان)، تهیدستان (ناتوانی مالی) و درماندگان در برابر تقدیر به کار رفته است.
از منظر فرهنگی و مفاهیم نمادین، ناتوانی مادی و ساختاری انسان غالباً با مظاهری چون «بید لرزان»، «تار عنکبوت» یا «مورچه» قیاس میشود تا آسیبپذیری و نیاز او به یک قدرت برتر را نمایان کند. اگرچه خود این لفظِ فارسی در قرآن کریم وجود ندارد، اما برگردانهای مفهومی آن مانند واژه «ضعیف» بارها برای توصیف خلقت شکننده انسان استفاده شده است.