یعنی چه
آبدندان صفت برای میوهای (مانند انار یا گلابی) است که بسیار ترد، آبدار و بدون هسته سخت باشد و در دهان به راحتی آب شود. همچنین به نوعی حلوا و شیرینی نرم اطلاق میشود. در اصطلاح عامیانه و قدیمی (بهویژه در قمار و رقابت)، به حریف ضعیف، سادهلوح و پخمه که به راحتی شکست میخورد، «حریف آبدندان» میگویند.
تلفظ
این واژه به صورت «آبْدَنْدان» تلفظ میشود و از دو بخش «آب» و «دندان» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «انار بیدانه»، «نوعی گلابی»، «نوعی حلوا» یا «حریف آسان و سادهلوح» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به معنای مورد نظر در متن، معادلهای مختلفی در انگلیسی دارد؛ از واژههای توصیفی خوراک تا اصطلاحات مربوط به افراد سادهلوح.
به عربی
در زبان عربی برای بخش خوراکی از تعابیر توصیفی و برای بخش کنایی از واژه ساذج استفاده میشود.
به فارسی
برگردانها و واژههای همارز فارسی آن شامل خوشخوراک، ترد، بیدانه، مغلوب، زودباور و پپه است.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ عامه، این واژه نمادی از کارِ بیزحمت، بردِ آسان و هر چیز لطیف و بیدردسر است که بدون رنج و تلاشِ زیاد به دست میآید یا مصرف میشود.
جمعبندی و توضیح کامل ابدندان
واژه «آبدندان» (که در متون جدول به صورت ابدندان نیز نگاشته میشود) ترکیبی اصیل و فارسی از دو جزء «آب» و «دندان» است. این کلمه در وهله نخست کاربردی توصیفی برای خوراکیها و میوههای مرغوب دارد؛ به ویژه انار بیدانه یا گلابی بسیار رسایی که نیاز به جویدن سخت ندارند و در دهان ذوب میشوند. همچنین نوعی شیرینی و حلوای سنتی و نرم نیز به این نام خوانده شده است.
در وجه کنایی و استعاری، این واژه به مرور زمان وارد ادبیات عامیانه و بازیهایی مانند قمار شده است. در این بافت، «حریف آبدندان» به کسی میگویند که مهارت کمتری دارد، سادهلوح است و برد او برای رقیب بسیار ساده و بدون زحمت خواهد بود. بنابراین، مفهوم کلی این واژه حول محور سهولت، نرمی و سادگی میچرخد.