یعنی چه
واژهٔ مکدر به معنای تیره، تار و ناپاک برای مایعات و هوا بهکار میرود. همچنین در توصیف حالات روحی انسان، به معنای دلگیر، آزردهخاطر، غمناک و رنجیده استفاده میشود.
تلفظ
این واژه به صورت مُکَدَّر (mo-kad-dar) با تشدید روی حرف «د» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی نظیر تیره، تار، رنجیده و غمناک به عنوان پاسخ این واژه میآیند و خود کلمهٔ مکدر نیز چهار حرف دارد.
به انگلیسی
برای مفاهیم فیزیکی از کلماتی مانند Turbid یا Muddy و برای احوالات روانی از Offended و Saddened استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از واژهٔ مُعَکَّر برای آب آلوده و تیره، و از حزین برای شخص اندوهگین استفاده میشود؛ هرچند خودِ مکدّر نیز در عربی ریشه دارد.
به فارسی
برابرهای فارسی دقیق این واژه شامل تیره و تار (برای اجسام) و رنجیده، دلتنگ، غمناک و آزرده (برای اشخاص) است.
نماد چیست
در ادبیات فارسی، مکدر شدن آینه یا آب نماد از دست رفتن پاکی، صمیمیت و صفاست. در حالت استعاری نیز نشاندهندهٔ هجوم اندوه، پریشانی ذهن و تیرگی دل است.
جمعبندی و توضیح کامل مکدر
واژهٔ «مکدر» از ریشهٔ عربی «ک د ر» گرفته شده و اسم مفعول از باب تفعیل است. این کلمه در دو قلمرو معنایی متمایز کاربرد دارد؛ در دنیای فیزیکی به مایعات، هوا یا سطوحی مثل آینه اشاره میکند که شفافیت خود را از دست داده و تیره و غبارآلود شدهاند. در دنیای روانشناختی و ادبی، این کلمه برای توصیف دل و خاطری به کار میرود که به علت رنجش، غم یا دلخوری، صفا و شادابیاش را از دست داده است.
اگرچه خود کلمهٔ «مکدر» به صورت مستقیم در قرآن کریم نیامده است، اما همخانوادهٔ آن در سوره تکویر به صورت فعل «انْکَدَرَتْ» برای توصیف تیره شدن و بیفروغ شدن ستارگان در آستانه قیامت استفاده شده است که اصالت ریشهٔ آن را نشان میدهد.
در مجموع، این واژه همخانوادههایی چون کدر، کدورت و تکدیر دارد و متضادهای آن کلماتی نظیر صاف، زلال، شفاف و شادمان هستند. در اشعار کهن فارسی نیز بارها از مکدر شدن دل یا خاطر به عنوان نمادی از اندوه و دوری از صفا یاد شده است.