یعنی چه
«قلندروار» در لغت به معنی شبیه به قلندران رفتار کردن است. این واژه در ادبیات و عرفان فارسی به سبک زندگی یا حالتی اشاره دارد که فرد در آن از تمامی قید و بندهای مادی، آداب و رسوم ظاهری جامعه و دغدغههای دنیوی رها شده و با وارستگی، سادگی و بیقیدیِ درویشگونه زندگی میکند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتحه روی حروف قاف، لام، نون و دال به صورت [قَلَندَروار] است.
در جدول
در کلمات متقاطع، به عنوان پاسخ برای راهنمای «مانند درویشان تارک دنیا» یا «به شیوه قلندران» استفاده میشود.
به انگلیسی
برای انتقال حس ادبی و عرفانی آن از ترکیباتی نظیر dervish-like و برای کاربرد اجتماعی مدرن از bohemian استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی به دلیل ریشه صوفیانه این اصطلاح، معمولاً آن را با افزودن کاف تشبیه یا به صورت مضاف و مضافالیه بیان میکنند.
به ترکی
در ترکی استانبولی، به ویژه در متون متأثر از ادبیات عثمانی، این مفهوم با ساختارهای مشابه فارسی به کار میرود.
به فارسی
مترادفهای اصیل فارسی این کلمه نمایانگر رویکردی رها از مادیات، بیپایبند به قضاوت خلق و توأم با وارستگی مطلق هستند.
جمعبندی و توضیح کامل قلندروار
واژهٔ «قلندروار» ترکیبی از «قلندر» و پسوند شباهت «-وار» است که در فرهنگ و ادبیات عرفانی ایران جایگاه ویژهای دارد. این اصطلاح تجسمبخش سبک زندگی و مرام صوفیان و درویشانی است که از هرگونه تعلق مادی، جاهطلبی و قید و بندهای ظاهری جامعه دست شسته و روی به درگاه معنوی آوردهاند. در اشعار بزرگان شعر فارسی همچون حافظ و سعدی، این واژه نمادی از ملامتیگری مثبت، عشق پرشور و بیپروا، و بیاعتنایی به ملامت و قضاوت دیگران است.
به طور کلی، وقتی رفتاری یا منشی به صورت قلندروار توصیف میشود، تداعیکننده نوعی رهایی، سادگی صمیمانه و در عین حال شجاعت اخلاقی در برابر رسوم دستوپاگیر زمانه است. این مفهوم چه در ابعاد صوفیانه کلاسیک و چه در برگردانهای معاصر آن (مانند مفهوم بوهِمین در فرهنگ غربی)، به یک ویژگی شخصیتی آزادمنش و مستقل اشاره دارد.