یعنی چه
بیکفش در لغت به معنی بدون کفش بودن و پا برهنه بودن است؛ یعنی کسی که هیچگونه پاپوشی به پا ندارد. در مفهوم کنایی و مجازی نیز به افراد فقیر، تهیدست و بیچیز اشاره دارد که از امکانات اولیه زندگی محروم هستند.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی مانند بیکفش، پابرهنه، برهنهپا، پاپتی و حافی کاربرد دارند.
به انگلیسی
رایجترین معادل انگلیسی برای این واژه Barefoot است که دقیقاً به معنای پابرهنه میباشد.
به عربی
در زبان عربی به شخص پابرهنه و بیکفش «حافی» میگویند.
به ترکی
در ترکی استانبولی Yalınayak به معنی پابرهنه و Ayakkabısız به معنی بدون کفش است.
نماد چیست
بیکفش بودن در فرهنگها و ادبیات عرفانی نماد سادگی، فروتنی محض، و تسلیم بودن در پیشگاه امر قدسی است. همچنین به عنوان نشانه رهایی از تجملات و تعلقات دنیوی (درویشی) و گاهی نماد فقر، بیپناهی یا پاکی و ارتباط مستقیم با زمین شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بی کفش
واژه «بیکفش» یک ساخت اشتقاقی ساده در زبان فارسی است که از پیشوند نفی «بی» و واژه «کفش» (با ریشه پهلوی kafš) تشکیل شده است. این کلمه در وهله اول به معنای مادی و عینی کلمه یعنی پاپوش نداشتن و پابرهنه بودن اشاره دارد. در لایههای عمیقتر زبانی و ادبی، این واژه مفهوم کنایی فقر و تهیدستی را متبادر میکند.
از نظر فرهنگی و مذهبی، مفهوم بیکفش شدن با آیه ۱۲ سوره مبارکه طه پیوند خورده است؛ جایی که به حضرت موسی (ع) فرمان داده میشود کفشهای خود را در وادی مقدس طوی به نشانه احترام و ادب از پا درآورد. این امر سبب شده تا پابرهنگی در ادبیات عرفانی نمادی از تواضع، اخلاص و رها کردن علایق دنیوی باشد.