یعنی چه
قوش نام عمومی گروهی از پرندگان شکاری روزپرواز است که جثهای متوسط، بالهای کوتاه و گرد، و دمی بلند دارند. این پرنده به دلیل مهارت بالا در شکارگری، سرعت چشمگیر و تیزبینی فوقالعاده در طبیعت و فرهنگ عامه شناخته شده است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی با ضمهٔ کشیده (واو مدی) و به صورت «قوش» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمهٔ «قوش» یک پاسخ ۳ حرفی است. از دیگر طراحان جدول ممکن است به عنوان هممعنی از واژههای باز، صقر یا طغرل استفاده کنند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Hawk دقیقترین معادل برای پرندگان خانوادهٔ قوش و باز است، هرچند گاهی به طور عمومی Falcon نیز به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به این پرنده شکاری از واژههای «الباز» یا «الصقر» استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی باستان و امروزی واژه Kuş به معنای مطلقِ «پرنده» است، اما برای اشاره دقیق به این پرنده شکاری در ترکی استانبولی از واژههایی مانند Doğan یا Atmaca استفاده میکنند.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی شامل «باز»، «شاهین»، «چرخ»، «طغرل» و «الههو» هستند که به انواع پرندگان شکاری این خانواده اشاره دارند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی و ترکی، قوش نماد قدرت، شکوه، سرعت، مناعت طبع و جهانداری است. در ادبیات عرفانی بهویژه در اشعار مولانا، قوش یا باز نماد روح بلندمرتبه انسانی است که از عالم بالا (دست پادشاه) به این دنیا هبوط کرده و مشتاق بازگشت به جایگاه اصلی خود (نزد خداوند) است.
جمعبندی و توضیح کامل قوش
واژهٔ «قوش» یک واژهٔ وامگرفته از زبانهای ترکی باستان (Proto-Turkic) است که در زبان مبدأ به معنای مطلق «پرنده» به کار میرفته، اما پس از ورود به زبان فارسی معنای تخصصیتری یافته و به گروهی از پرندگان شکاری روزپرواز، چالاک و تیزبین از خانوادهٔ بازان اطلاق شده است. این واژه در فارسی همخانوادهٔ اشتقاقی ندارد، اما ترکیبات مشهوری مانند «قوشچی» و «قوشبازی» از آن ساخته شده است.
در حوزهٔ متنشناسی و ادبیات، اگرچه این لفظ در متن قرآن کریم به چشم نمیخورد، اما در ادبیات کلاسیک فارسی جایگاه ویژهای دارد و در بازهای از تاریخ، ملازمان شاهی به تعلیم و نگهداری آن برای شکار میپرداختند. از منظر نمادشناسی، قوش مظهر تیزبینی، قدرت، مناعت طبع و روح تشنهٔ حقایق معنوی در عرفان اسلامی است.