یعنی چه
واژه حسیه صفت نسبی مؤنث از ریشه حس است و به ویژگی یا حالتی اشاره دارد که وابسته به ادراک حسی و اندامهای حسی باشد. این کلمه معمولاً در متون قدیمی، فلسفی و منطقی به عنوان صفت برای ترکیبهایی نظیر «قوای حسیه» یا «ادراکات حسیه» به کار میرود تا امور مادی و ملموس را از امور عقلی و انتزاعی متمایز کند.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه به صورت حِ_س_سِ_یـ_یِ_ه (حِسیّه) است که از زبان عربی وارد فارسی شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «منسوب به حس یا مؤنث حسی»، واژه ۴ حرفی «حسیه» یا معادلهای ۵ حرفی آن مانند محسوس و ملموس قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن، از واژگانی که به سیستم حسی و ادراکی انسان مربوط میشوند برای معادلسازی استفاده میشود.
به فارسی
برگردان و معادلهای مستقیم این واژه در فارسی اصیل شامل کلماتی چون حسی، ملموس، مادی و مشهود است که در تقابل با مفاهیم ذهنی و باطنی قرار میگیرند.
در قرآن
کلمه «حسیه» با این رسمالخط و ساختار در متن قرآن کریم به کار نرفته است. با این حال، ریشه این واژه (ح س س) به صورت افعال یا مشتقات دیگر مانند «لَا يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا» (شنیدن صدای آهسته و ادراک حسی آتش) در آیات دیده میشود.
نماد چیست
این واژه واجد نماد اسطورهای یا ملی خاصی نیست، اما در تفکر فلسفی و منطقی، نمادی از مرتبه دانسته ها و شناختهای مادی و تجربی انسان است که در مرتبهای پیش از تفکر عقلی و انتزاعی قرار میگیرد.
جمعبندی و توضیح کامل حسیه
واژه «حسیه» صفت نسبی مؤنث در زبان عربی است که به زبان فارسی وارد شده و به معنای منسوب به حس، ملموس و مادی است. این کلمه به صورت مستقل کمتر به عنوان اسم استفاده میشود و بیشتر نقش صفتی را برای توصیف مفاهیمی چون «قوای حسیه» یا «امور حسیه» در متون فلسفی، فقهی و منطقی قدیمی ایفا میکند.
در ساختار زبان فارسی امروز، این واژه تا حد زیادی جای خود را به صفت «حسی» یا «محسوس» داده است. هدف اصلی استفاده از این اصطلاح، مرزبندی روشن میان ادراکات ناشی از حواس پنجگانه با حقایق عقلانی، مجرد و ماورایی است.